روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠ - ترجمه
-عليه السّلام-به مدينه آمد،جهودان مدينه مىگفتند:مدّت عمر دنيا هفت هزار سال خواهد بود [١]،و خداى تعالى به هر هزار سال ما را يك روز عذاب كند،مدّت مقام ما در دوزخ بيش از هفت روز نباشد.
قتاده و عطا گفتند:مراد بدين آن چهل روز است كه ايشان گوساله پرستيدند،و آن مدّت غيبت موسى بود از ايشان،خداى تعالى بر ايشان رد كرد بقوله: قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللّٰهِ عَهْداً ،بگو اى محمّد.«الف»الف استفهام است كه مفتوح است،و همزۀ وصل بيفگندند.و اصل او اين چنين بود:أ اتّخذتم،[همزۀ] [٢]دوم بيفگندند تا دو همزه مجتمع نشوند كه ثقيل [٣]باشد و معنى تقرير و تقريع است،بگو كه به نزديك خداى عهدى و پيمانى گرفتهاى؟ فَلَنْ يُخْلِفَ اللّٰهُ عَهْدَهُ ،كه پس خداى عهد و پيمان خود را خلاف نكند.
عبد اللّه مسعود گفت:مراد به«عهد»،توحيد است،يعنى عهد [٤]گرفتهاى به توحيد؟چنان كه گفت: إِلاّٰ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً [٥]،يعني قال:لا اله الّا اللّه مخلصا.«ام»،معادل همزۀ استفهام است،يقول القائل:أ زيد عندك ام عمرو،يا بر خداى چيزى مىگويى كه نمىدانى.
«بلى»،به معنى بل آيد [٦]،و در او معنى استدراك بود،چنان كه كسى گويد:
ما فعلت كذا و ما قلت كذا،او در جواب گويد:بلى فعلت و قلت،و بعضى نحويان گفتند:«بلى»دو معنى دارد:يكى نفى خبر ماضى و اثبات خبر مستقبل.
و كسائي گفت:فرق ميان«بلى»و«نعم»آن است كه:بلى جواب استفهامى بود كه بر سبيل جحد باشد،و نعم جواب استفهامى بود كه در او جحد نباشد،و مثال اوّل قوله: أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قٰالُوا بَلىٰ [٧]...، أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قٰالُوا بَلىٰ [٨]...، و مثال دوم قوله: أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ، أَ وَ آبٰاؤُنَا الْأَوَّلُونَ، قُلْ نَعَمْ [٩]... ،و اين جا جواب
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب،مر:بودن.
[٢] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٣] .مج،وز:تكرار،دب،آج،لب،فق،مب،مر:مكرّر.
[٤] .مج،وز:عهدى.
[٥] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٨٧.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:آمد.
[٧] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٨.
[٨] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٧٢.
[٩] .سورۀ صافات(٣٧)آيۀ ١٦ تا ١٨.