روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٢ - ترجمه
اللّه،و نعق بالغنم اذا صاح بها.
«نعيق»آواز شبان باشد كه بر گوسبند [١]زند خاصّ.و بعضى دگر گفتند:عامّ است همۀ بهايم را،و قول اوّل ظاهرتر است،قال الاخطل:
فانعق بضأنك يا جرير فانّما
منّتك نفسك فى الخلاء ضلالا
و«نعيق»آواز كلاغ بود بىآن كه گردن بكشد،و چون گردن بكشد آن را «نعيب»گويند.
آنگه حقتعالى بر سبيل مذمّت كفّار را گفت: صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ ،اى هم كذلك كرانند،يعنى نمىشنوند آنچه ايشان را سود دارد،و اگر مىشنوند اجابت نمىكنند و فهم نمىكنند و كار نمىبندند.و چون چنين است،همان انگار كه نمىشنوند،چنان كه شاعر گفت:
اصمّ عمّا ساءه سميع
مىگويد [٢]:كر است از آنچه او را دلتنگ بكند و او شنواست،چنان كه گويند:القاضى لا يسمع ما يكره،لالانند [٣]از گفت خير،چيزى نمىگويند كه ايشان را در آن خير بود.«عمى»،كورانند يعنى از هدى و ره راست نمىبينند و اگر مىبينند متابعت نمىكنند همان انگار كه نمىبيند چون منتفع نهاند به آن.
فَهُمْ لاٰ يَعْقِلُونَ ،و ايشان خود عاقل نهاند،يعنى استعمال عقل نمىكنند و خرد كار نمىبندند،و اين همچنان است كه حقتعالى ايشان را يكبار تشبيه كرد به چهارپا في قوله: أُولٰئِكَ كَالْأَنْعٰامِ [٤]... ،و يكبار به مرده في قوله: إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ [٥]... ،و چنان كه شاعر گفت:
لقد اسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حياة لمن تنادي
و ديگرى گويد:
علىّ نحت القوافي من مقاطعها
و ما علىّ اذا لم تفهم البقر
قوله تعالى: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاكُمْ ،اين لفظ امر است
[١] .فق:گوسپند،ديگر نسخه بدلها:گوسفند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:مىگويند.
[٣] .مج،وز:لالانيد.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٧٩.
[٥] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٨٠.