روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩١ - ترجمه
قبل دنوّ الافق من جوزائه
اى قبل دنوّ الجوزاء من افقه،و قال ابن مقبل:
و لا تهيّبنى الموماة اركبها
اذا تجاوبت الأصداء بالسّحر
اى لا اتهيّب الموماة،و گفت:بيابان از من نترسد،و معنى آن است كه من از بيابان نترسم،و اين را مثال بسيار باشد.
جواب سوم [١]آن است كه:و مثل الّذين كفروا او مثلك يا محمّد او مثلنا.
آنگه مثل دوم [٢]بيفگند اكتفاء بالاوّل،چنان كه حقتعالى گفت: سَرٰابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ [٣]... ،و مراد آنكه: تَقِيكُمُ الْحَرَّ و البرد،و لكن اكتفا كرد به ذكر«حرّ» از ذكر«برد»،قال ابو ذؤيب:
عصيت [٤]اليها القلب انّي لأمرها
مطيع فما ادري أرشد طلابها
و معنى آنكه:ارشد طلابها ام غىّ،و لكن اكتفا كرد [٥]به ذكر رشد از ذكر غىّ [يعنى مثل تو اى محمّد يا مثل ما كه دعوت مىكنيم كافران را به ايشان،چون كسى است كه آواز بر گوسپند مىزند در آنكه نداند [٦]و منتفع نشود] [٧].
و جواب چهارم از او آن است كه:مثل كافران در دعاشان و عبادتشان اصنام را [١٩٧-ر]چون ناعق غنمى [٨]است كه هيچ نداند و جواب ندهد و غنا نكند مر ناعق و داعى خود را.و بر اين جواب«الّا»صله بود،چنان كه شاعر گفت:
هم القوم الّا حيث سلّوا سيوفهم
و ضحّوا بلحم من محلّ و محرم
المعنى هم القوم حيث سلّوا سيوفهم.و«دعاء»و«نداء»منصوب بود به آنكه مفعول«يسمع»باشد،و التّقدير:ينعق بما لا يسمع دعاء و نداء اى لا يقبل.
و«يسمع»،به معنى يجيب بود،چنان كه:سمع اللّه لمن حمده،اى اجاب
[١] .مج،وز،آج،لب:سهام،مر:سيم.
[٢] .مر:دويم.
[٣] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٨١.
[٤] .كذا در اساس و همۀ نسخه بدلها و مجمع البيان ج ٢٥٥/١،چاپ شعرانى(٦/٢)دعانى.
[٥] .مج،وز:كردند.
[٦] .مج،بداند،با توجّه نسخۀ وز و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:غنم.