روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٧ - ترجمه
وَ إِذٰا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلاّٰ إِيّٰاهُ [١]... ،و مؤمن در سرّاء و ضرّاء از خداى برنگردد.
حسن بصرى گفت:براى آن چنين آمد كه،كافر خداى را بهواسطۀ اصنام پرستد،توجيه عبادت به صنم كند كه: لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ [٢]... و مؤمن در عبادت خداى واسطه نخواهد،براى اين گفت: أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ .
بعضى دگر گفتند:براى آن گفت كه دوستى كافر مقسّم [٣]بود بر سيصد و شست [٤]بت،و دوستى مؤمن خالص خداى را بود پس [٥]آنكه [٦]يك قسمت باشد برآن حدّ نبود كه بر سيصد و شست [٧]قسمت باشد.
سعيد جبير گفت:فرداى قيامت خداى تعالى بفرمايد تا مؤمنان و كافران را جمع كنند.آنگه كافران را گويد.شما در دنيا دعوى دوستى اين بتان كردى،و اينان دعوى دوستى من كردند.شما بر دوستى معبودان خود در اين آتش توانى شدن،ايشان اختيار نكنند.مؤمنان گويند:بار خدايا!اگر ما را فرمايى به دوستى تو به آتش در شويم،مناديى ندا كند: وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ .
و گفتهاند:براى آنكه [٨]دوستى كافران ايشان را هوايى باشد،و دوستى مؤمنان خداى را عقلى باشد.
و گفتهاند:براى آنكه دوستى كافر بت را به تقليد بود،و دوستى مؤمن خداى را به دليل [٩].و گفتهاند:[١٩١-ر]براى آنكه ايشان بتان را مصنوع دانستند،و اينان بتان [١٠]را صانع.و گفتهاند:براى آنكه ايشان از بتان مقابله در محبّت نديدند،و اينان از خداى به مقابلۀ محبّت خود از او محبّت ديدند في قولهم: يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ [١١]... ،و دوستى تو آن را كه تو را دوست دارد،نه برآن حدّ بود كه آن را كه تو را دوست ندارد.
و ابو رجاء العطاردىّ او [١٢]غيره گفت:براى آنكه مؤمن را محبّت به خوف و طمع بود،خوف از عقاب و طمع در ثواب،چنان كه گفت: يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً [١٣]... ،
[١] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٦٧.
[٢] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٣.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:منقسم.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شصت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بر.
[٧] [٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:آنچه.
[٨] .مج:آنكس.
[٩] .مج:دليلى.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:خداى.
[١١] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٥٤.
[١٢] .آج:و.
[١٣] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ١٦.