روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٦ - ترجمه
اى بتسليمى على الامير.
و جماعتى ديگر مفسران گفتند،معنى آن است كه:يحبّونهم كحبّهم [١]اللّه، ايشان بتان را چنان دوست مىدارند كه خداى را،و رؤسا را چنان طاعت مىدارند كه خداى را،و محبّت ايشان خداى را ممكن است براى آنكه ايشان به خداى مقرّاند،و خالق و آفريدگار خداى را مىدانند،لقوله تعالى: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ [٢]... ، وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ [٣]... ،و عبادت اصنام براى تقرّب به خداى مىكنند، لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ [٤]... ،و براى شفاعت كه: هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ [٥]... ،و اين اختيار اصمّ و ابو على و ابو مسلم محمّد بن بحر است.
و گفتند:دليل[١٩٠-پ]بر آنكه ايشان اثبات خداى كنند و محبت ايشان ممكن است خداى را،بل حاصل است [٦]آن است كه گفت: وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ ،و اگر ايشان خداى را دوست نداشتندى،خداى نگفتى كه مؤمنان خداى را دوستتر دارند،كه اين لفظ جايى گويند كه در اصل اشتراكى [٧]بود،آنگه يك جاى مزيّتى بود،قوله: وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ ،عبد اللّه عبّاس گفت:اثبت و ادوم، گفت:براى آنكه مشركان چون بتى پرستيدندى،مدّتى پس از آن [٨]يكى ديگر نكوتر بديدندى،آن را رها كردندى و اين را پرستيدندى.مؤمنان خداى را پرستند و بر خداى بدل نگيرند،از اين كار گفت: أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ ،يعنى دائمتر و ثابتتر.
قتاده گفت:براى آنكه چون كافر را بلايى رسد روى از معبود خود برتابد، و تضرّع در خداى كند،و فزع با درگاه او كند،چه داند به بديهۀ عقل كه از آن معبود چيزى نيايد.و مؤمن نه چنين باشد،بل كه در وقت [٩]بلا بر عبادت خداى مقبلتر بود، بيانش: إِذٰا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ [١٠]،[و] [١١]قوله:
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز دب:كحب.
[٢] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ٢٥.
[٣] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٨٧.
[٤] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٣.
[٥] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ١٨.
[٦] .مج،وز،فق:ندارد.
[٧] .مج،وز،آج:اشتراك.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+كه.
[٩] .مج،وز:باشد كه بر وقت.
[١٠] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٥٣،مج:تجأرون/تجئرون.
[١١] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.