روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٥ - ترجمه
قادرى كند،و عالمى و قادرى دليل حيّى و موجودى كند،و وقوع اين افعال بر اين وجوه دون ديگر وجوه،دليل مريدى و كارهى كند و آنكه او حىّ است،[١٩٠-ر]و آفات بر او روا نيست،و اين اشيا مدرك است دليل مدركى كند،و آنكه اين افعالى است كه قادر به قدرت بتواند كردن [١]،چه اجسام و الوان و طعوم و ارائيح است [٢]،دليل آن كند كه فاعلش مخالف اشياء است،حاصل است بر صفت الهيّت كه بدان مخالف است ذوات را،پس علم به ذات و صفات او به نظر در اين آيت گشايد،و رسول-عليه السّلام-گفت:
ويل لمن قرأ هذه الآية فمج [٣]بها ،واى برآن كه اين آيت بخواند و بيندازد آن را،يعنى تفكّر نكند در او و معتبر نگردد بدو.
قوله: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً ،وجه اتّصال آيت به آيت متقدّم آن است كه:حقتعالى چون ذكر توحيد و ادلّۀ او بكرد و بازنمود كه در اين آياتى و دلالاتى هست آن را كه عقل كار بندد،بگفت كه:در مردمان كسهااند كه عقل كار نبندند و با خداى تعالى انداد و امثال فرود آورند [٤].و«انداد»جمع«ندّ» بود،و«ندّ»هم مثل بود و هم ضدّ-چنان كه بيان كرديم پيش از اين.
قتاده و مجاهد و ربيع و ابن زيد گفتند:بتانند كه ايشان بدون خداى مىپرستيدند،و سدّى گفت:مراد سادات و كبراى ايشانند. يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّٰهِ ، اى يطيعونهم في معصية اللّه كطاعة اللّه،طاعت ايشان مىدارند در معصيت خداى، چنان كه طاعت خدا دارند،و مراد نه آن است كه چنان كه طاعت خدا دارند ايشان، كه ايشان كافرند طاعت خدا ندارند،مراد آن است كه:يحبّونهم كحبّ المؤمنين اللّه [٥]،و فاعل را حذف كرده است و اضافت مصدر كرده با مفعول،چنان كه گويند:
بعت غلامى كبيع غلامك،اى كبيعك غلامك،و كما قال تعالى: لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤٰالِ نَعْجَتِكَ [٦]،و المعنى بسؤاله نعجتك،قال الشّاعر:
و لست مسلّما ما دمت حيّا
على زيد بتسليم الامير
[١] .مج،وز:نتواند كردن،دب،لب،فق،مب،مر:نتوان كردن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج،وز عبارت:«و اراييح است»را ندارد.
[٣] .اساس:مجّ،با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٤] .دب:فروآرند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٢٤.