روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٤ - ترجمه
ازآنجا بيامد،به درى ديگر آمد،گفت:شما چه مردمانى؟گفتند:ما خداوندان رزان و درختستانيم،و درختان ما ميوه بسيار دارد،اگر امسال باد نبود يا كم بود كه آن ميوۀ ما نيفشاند و تباه نكند [١]،ما غنى شويم.
موسى-عليه السّلام- ازآنجا برگشت متعجّب،گفت:بار خدايا!يكى باران مىخواهد و يكى آفتاب مىخواهد،و يكى باد مىخواهد و يكى هواى ساكن،و حاجات و مرادات ايشان مختلف است،و بر احوال ايشان تو مطّلعى،هريكى را بر وفق مصلحت خشنود كنى و روزى برسانى.
حمزه و كسائى و خلف«ريح»خوانند بر واحد،و باقى قرّاء بر جمع خوانند:رياح.
عبد اللّه عبّاس گفت:در رحمت رياح گويند،و در عذاب ريح،نبينى كه حقتعالى چگونه گفت: أَرْسَلَ الرِّيٰاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ [٢]... ،اى مطره،و قوله: إِذْ أَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ، مٰا تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلاّٰ جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ [٣]،و از اين جا رسول-عليه السّلام-گفتى در دعا چون باد آمدى:
اللّهمّ اجعلها رياحا و لا تجعلها ريحا ،بار خدايا!رياح گردان تا رحمت باشد،و ريح مگردان تا عقوبت باشد [٤].
وَ السَّحٰابِ الْمُسَخَّرِ ،و ابر مذلّل فرمانبردار از ميان آسمان و زمين براى آن سحابش خواند كه خود را در هوا مىكشد،و اشتقاق او از سحب باشد،و آن كشيدن بود مسخّر و مذلّل و فرمانبردار از ميان آسمان و زمين.
اىعجب !اگر در حدوث آسمان شكّ [٥]است تو را در آنكه به يك ساعت از ابر آسمانى بسازد،در حدوث آن نيز شاكّى!شكّ مكن،كه بااينهمه دلالات نه جاى شكّ است.
لَآيٰاتٍ ،دلالاتى و علاماتى هست، لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ،آنان را كه عاقل باشند، يعنى آنان را كه عقل كار بندند و تأمّل و تفكّر كنند در آن آيات،و بدانند كه آن را فاعلى هست قادر و عالم،چه اينهمه افعال محكم و متقن است،دليل عالمى و
[١] .مج،وز:كه آن ميوهها بيفشاند و تباه كند.
[٢] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٤٨.
[٣] .سورۀ زاريات(٥١)آيۀ ٤١ و ٤٣.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:نباشد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:شكّى.