روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٣ - ترجمه
گاهى ببرد،گاهى درخت باردار كند [١]و گاهى برگ از او فرود آرد [٢]،گاهى رحمت بود گاهى عذاب بود.
در خبر مىآيد كه:يك روز موسى كليم در مناجات با خداى كريم گفت:
الهي ارني من سرائر حكمتك،بار خدايا از اسرار حكمتت چيزى به من نماى.گفت:از اين كوه فروشوى،بر راه ديهى است آنجا در شو،و در آنجا چهار در سراى بينى برابر يكديگر،آن درها بزن و از ايشان بپرس كه:ايشان كهاند،و چه صنعت كنند،و چه مىبايد كار ايشان را؟ موسى-عليه السّلام- ازآنجا فرود آمد،و چون به در آن ديه [٣]رسيد در رفت،و آن سرايها ديد برابر يكديگر.به در سرايى فراز شد و در بزد و گفت:اى مردمان اين سراى!شما چه مردمانى؟و كار و پيشۀ شما چيست؟و حاجت شما به خداى چيست؟ ايشان گفتند:ما مردمانى دهقانيم،و كار ما كشت و برز كردن [٤]است و حاجت ما به خداى باران است.اگر امسال باران[١٨٩-پ]بسيار آيد ما غنى شويم كه تخم بسيار كشتهايم [٥].
ازآنجا برفت به در سراى ديگر شد و بپرسيد.گفتند:ما مردمانيم پيشۀ ما [٦]گلينه كردن است و سفال كردن [٧]و بسيار بكردهايم،اگر امسال آفتاب بسيار باشد و باران كم بود ما مستغنى شويم.
به در ديگر فراز شد [٨]،گفت:چه مردمانى شما؟گفتند:ما مردمانيم كه دخلها خرد [٩]كردهايم و بر خرمن نهاده [١٠]،اگر امسال باد بسيار باشد [١١]ما غلّهها پاك كنيم و ما را خيرى [١٢]تمام باشد.
[١] .مج:بار آرد.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:برگ او ببرد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ده.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب:برزگرى،مر:برزيگرى.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كاشتهايم.
[٦] .دب.پيشهور.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز مج،وز:ديگر رفت.
[٩] .دب:دخلهاى خود،آج،لب،فق،مب،مر:خورد.
[١٠] .مب:نهادهايم.
[١١] .مب:باد آيد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:خيرهاى.