روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
ايجاب ترتيب نكند،نبينى كه حقتعالى چگونه گفت: بِيَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ [١]... ، كليسياى [٢]ترسايان و كنشت جهودان را در لفظ تقديم كرد بر مساجد و وجه نعمت و دلالت در او ظاهر است،چه شب براى راحت آفريد و روز براى تصرّف معاش، چنان كه گفت: وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبٰاساً، وَ جَعَلْنَا النَّهٰارَ مَعٰاشاً [٣].اگر شب ما دام بماندى ثمار و غلاّت تباه شدى،و اگر روز و آفتاب ما دام بماندى بسوختى.
اللّه تعالى به اختلاف شب و روز غلاّت و ثمار مىپرورد به حسب مصلحت.و روز را براى آن«نهار»خوانند لاتّساع الضّياء فيه و منه النّهر لاتّساعه و استنهر الفتق اذا اتّسع و انهرته اى وسّعته.
وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ ،واحد و جمع در او يكسان باشد،آنجا كه واحد خواست در وصفش مذكّر گفت في قوله: إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ [٤]،و اين جا [٥]كه جمع خواست وصفش مؤنّث گفت: اَلَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ ،و تأنيث براى جمع است.و اصل بحر از سعت بود،و فلان متبحّر فى العلم اذا كان متّسعا فيه.و«بحر»كه شقّ بود از اينجاست كه شكافته به شقّ فراخ شود.
بِمٰا يَنْفَعُ النّٰاسَ ،به آنچه مردمان را سود كند در تجارات و مكاسب و انواع مطالب،و اين از انواع نعمت كه مرا بر بندگان هست نوعى است براى آنكه تأليف آب از لطافت چنان ساختم كه كشتى بر او برود،و تأليف چوب چنان ساختم كه اگرچه وزنش گران بود به آب فرونشود،به خلاف سنگ و آهن.و مرجع اين به اختلاف تأليف است.
وَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنَ السَّمٰاءِ ،آنگه نعمت به باران نهچندان است كه تفصيل توان دادن،چه حقتعالى خود مبالغت تمام فرمود چون گفت كه:زمين مرده به آن زنده كنم.و آنچه خداى تعالى فرود آرد آب از آسمان.
بعضى گفتند:مراد سحاب است لأنّه يظلّك،بر بالاى ماست كه ما را سايه مىكند.و اولىتر است كه بر آسمان حمل كنند [٦]تا
[١] .سورۀ حج(٢٢)آيۀ ٤٠.
[٢] .آج،مر:كليسا.
[٣] .سورۀ نبأ(٧٨)آيۀ ١٠ و ١١.
[٤] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ١٤٠.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:آنجا.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+كه.