روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٠ - ترجمه
آنگه در زمين از معادن و جبال و انهار و اشجار و ثمار چندان كه فهم و وهم به آن نرسد از ماكول و مشروب و ملبوس و ادويه و اغذيه و عقاقير و نبات مختلف اللّون و الطّعم و الرّيح و الطّبع،بعضى نافع و بعضى مضرّ،بهرى همه منفعت بهرى همه مضرّت،بهرى هم مضرّت هم منفعت چنان كه خواست و مصلحت شناخت و دانست كه صلاح خلقان است بيافريد.
[وَ] [١]اخْتِلاٰفِ اللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ ،آمد شد و گشتن و گرديدن شب و روز.شب از پس روز مىآيد و روز از پس شب،و اين اختلاف كه آمد [٢]شد است هم از آن اختلاف است كه چيزى مخالف چيزى است،براى آنكه اين چون تحقيق كنى اختلاف اكوان است،و اكوان را مختلف متضادّ باشد.آمدن خلاف شدن باشد،بل ضدّ او باشد.
و در دگر آيت چنين فرمود كه: جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ خِلْفَةً [٣]... ،اى كلّ واحد منهما يخلف صاحبه،هريكى از ايشان خليفه و قائممقام صاحبش است،چون او برود خلف او اين درآيد به منزلت خليفۀ او باشد،و اين قول بيشتر مفسّران است.
عطا و ابن كيسان گفتند:مراد به اختلاف شب و روز،مخالفت ايشان است يكديگر را در ضياء و ظلام و طول و قصر.
و«ليل»،جمع ليلة باشد كتمر و تمرة،و اين جمع جنس باشد.و ليالى جمع ليل است.و«نهار»واحد است بر قول بعضى و جمعش نهر باشد من قول الشّاعر:
لو لا الثّريدان هلكنا بالضّمر
ثريد ليل و ثريد بالنّهر
و بر قول درست«ليل»و«نهار»اسم جنس است.در ليل يكى را ليله گويند، و نهار را واحدى از لفظ او نيايد،لفظى كه به جاى ليله باشد يوم بود.و تقديم شب به روز براى آن كرد كه حقتعالى شب پيش از روز آفريد،بل روز از شب آفريد فى قوله: وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهٰارَ [٤]،[١٨٨-پ]حقتعالى جهان بيافريد و مظلم بود،آفتاب و ماه بيافريد يكى را آيت روز كرد و يكى را آيت شب.
بعضى دگر گفتند:اين تقديم و تأخير ايجاب تفضيل نكند براى آنكه«واو»
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج از قرآن مجيد افزوده شد.
[٢] .مر+و.
[٣] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٦.
[٤] .سورۀ يس ٣٦ آيۀ ٣٧.