روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧ - ترجمه
بهضرورت كه به آلت غيرى فعل نتوان كردن،پس قيد فعل به جارحه را فايده تحقيق اضافۀ فعل بود با فاعل.
ثُمَّ يَقُولُونَ هٰذٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ،آنگه گويند:اين از نزديك خداست.«من»، ابتداى غايت است،المعنى صادر من عند اللّه.
سبب نزول آيت آن بود كه:جماعتى كه احبار و علماى ايشان بودند بر جهودان مرسومى داشتند كه اكلۀ [١]ايشان بود و طعمهاى كه در سال به ايشان رسيدى.چون رسول-عليه السّلام-بيامد و ايشان بدانستند كه او پيغمبر آخر زمان است،و نعت و صفات او بديدند موافق آن بود كه در تورات نوشته بود،ازآنكه:مردى نيكوروى [٢]، سياه موى [٣]،سياه چشم،جعد موى [٤]،دو موى [٥]بود اين ورقها بگرفتند و به بدل آن بازنوشتند كه:مردى باشد كوتاهبالا،دميم الوجه،ازرق چشم،صرخ [٦]موى،شنك موى [٧].
چون رسول-عليه السّلام-هجرت كرد و از مكّه به مدينه آمد،جهودان نعت و صفت او شنيده بودند.چون بديدندش گفتند:همانا اين آن پيغمبر است كه نعت او در تورات نوشته است.به نزديك احبار و رؤسا آمدند و ايشان را گفتند:اين آن پيغمبر است كه در آخر الزّمان بخواهد آمدن.ايشان گفتند:حاشا و كلا!و تورات بياوردند و آن سطرها و ورقها كه نوشته بودند و تحريف كرده و بگردانيده عرض [٨]كردند و بر ايشان تلبيس كردند و ايشان را از راه بيفگندند.
قديم-جلّ جلاله-تهديد كرد ايشان را و گفت: فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتٰابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هٰذٰا مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ .
لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً ،تا بخرند به آن بهاى اندك،معنى آن است كه:تا فراگيرند [٩]به آن عوضى اندك.و مشارات،معاوضه باشد براى آنكه هريكى از بايع و مشترى آنچه به نزديك اوست مىدهد[١٠٥-پ]تا عوض آن بستاند آنچه در دست
[١] .آج،لب،فق،مب:اكل.
[٢] .مج،دب،لب،فق،مب،مر:رويى.
[٣] [٤] .لب،فق،مب،مر:مويى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:دو بهرى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:سرخ.
[٧] .مر:تنك موى،لب،فق،مب.«شنگ موى»را ندارد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:عرضه.
[٩] .مج،وز،مر،هاگيرند.