روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٩ - ترجمه
جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرٰاراً [١]... ،و: جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسٰاطاً [٢]،[و] [٣]: جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً... [٤]،و: أَ لَمْ نَجْعَلِ [٥]الْأَرْضَ كِفٰاتاً، أَحْيٰاءً وَ أَمْوٰاتاً [٦].
آنگه آسمان را سقف ما كرد و آن را به ماه و آفتاب و ستارگان بياراست،آفتابى كه جرمش از ما دور است و الّا ما را بسوختى به فرط حرارت،و شعاعش نزديك است تا به ضياء و حرارت او بر وجه انتفاع منتفع مىباشيم.
و ماه را بر وجهى نهاد كه ما بدان عدد سال و ماه مىدانيم براى منافع دينى و دنياوى،و ستارگانى سيّاره هفت در دوازده [٧]به حسابى مقدّر براى اعتبار و انتفاع،و آن ديگران براى زينت،چنان كه گفت: إِنّٰا زَيَّنَّا السَّمٰاءَ الدُّنْيٰا بِزِينَةٍ الْكَوٰاكِبِ [٨]، و بعضى ديگر از آن به رجوم شياطين كرد،چنان كه گفت: وَ جَعَلْنٰاهٰا رُجُوماً لِلشَّيٰاطِينِ [٩].
آنگه وجه دلالت از او آنكه:چون ما نظر كنيم در اختلاف احوال او،ما را دليل باشد بر حدوث او،و حدوث او ما را دلالت باشد بر احتياج او به محدثى قادر، چه از عاجز فعل درست نيايد،[١٨٨-ر]و عالم چه از جاهل فعل به اين احكام و اتّساق درست نيايد،و همچونين احوال و احكام اين افعال دليل باشد بر صفات او يكيك .آنگاه آن را بر داشته است بىعمادى از زير و علاقهاى از بالا،لا بدّ آن را مسكّنى بايد كه آن را تسكين دهد،چه اگر همۀ عالم جمع شوند تا سنگى معلق در هوا بدارند بىعمدى يا علاقهاى نتوانند.پس اين دليل باشد بر آنكه دارندۀ اين و آفرينندۀ اين به خلاف ديگر موجودات است.
[١] .سورۀ مؤمن(٤٠)آيۀ ٦٤.
[٢] .سورۀ نوح(٧١)آيۀ ١٩.
[٣] .اساس:ندارد،از دب افزوده شد.
[٤] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٥٣ و زخرف(٤٣)آيۀ ١٠،اساس و همۀ نسخه بدلها بجز مر:الارض مهادا،با توجّه به نسخۀ مر،و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد،نيز احتمال دارد كلمۀ«مهادا»كه در اساس و اغلب نسخه بدلها آمده است، ضبط قرائت ديگرى بوده باشد از«مهدا»،و گرنه لفظ«مهادا»تنها يكبار در قرآن مجيد و در سورۀ نبأ(٧٨)آيۀ ٦: أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهٰاداً به كار رفته،و شايد هم كه مراد نقل اين آيه بوده است.
[٥] .اساس:و جعل لكم،با توجّه به نسخۀ مج و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٦] .سورۀ مرسلات(٧٧)آيۀ ٢٥ و ٢٦.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+برج.
[٨] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٦.
[٩] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٥.