روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٨ - ترجمه
خود صرف كنى.
رسول گفت:بار خدايا!دانى كه چه مىخواهند از من.خداى تعالى گفت:
من اين كه ايشان مىخواهند بكنم،و لكن اگر ايمان نيارند ايشان را عذابى كنم كه كس را از آن عذاب نكردهام.
رسول-عليه السّلام-گفت:بار خدايا!من نخواهم،رها كن تا من ايشان را دعوت كنم به مدارا روز به روز.خداى تعالى اين آيت فرستاد: إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،گفت:در خلق آسمان و زمين و آنچه از پس اين است [١٨٧-پ]ايشان را آياتى هست روشنتر و نافعتر از كوه صفا كه زر كنم.
اگر گويند:ايشان از او دليل نخواستند بر وحدانيّت خدا،دليل خواستند بر صحّت نبوّت او،اين جواب مطابق سؤال نيست! جواب آن است كه گوييم:رسول-عليه السّلام-ايشان را دعوت مىكرد با [١]معرفت و عبادت خداى كه قادر باشد بر اين جمله،و اين فعل او باشد،و چون ايشان نظر كنند و بدانند كه اين جمله از فعل خداست و كس بر اين قادر نيست مگر او- تعالى-ايشان را علم به صدق او حاصل آيد.چون علم به صدق او حاصل شد،علم به نبوّت او حاصل باشد.
قوله: إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،خداى-جلّ جلاله-در اين آيت هفت دليل ذكر كرد بر وحدانيّت خود:
اوّل خلق آسمان و زمين،دوم [٢]اختلاف شب و روز،سوم [٣]كشتى دريا بر [٤]، چهارم باران زمين زندهكننده،پنجم انواع جانوران زمين،ششم گردانيدن بادها،هفتم ابر مسخر از ميان آسمان و زمين.در هريكى دليلى،بل دليلهاست بر وجود و وحدانيّت قديم-جلّ جلاله-و در هريكى نعمتى بل نعمتهاست از خداى تعالى بر تو.
امّا خلق آسمان و زمين،نعمت به او آن است كه خداى تعالى زمين به بساط و فراش و بستر و قرارگاه و خفتنگاه و مسكن و آمد و شد ما كرد،چنان كه گفت:
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج،وز:تا.
[٢] .مب،مر:دويم.
[٣] .مب،مر:سيم،مج،وز،دب،آج،لب:سهام.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:دريا.