روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٣ - ترجمه
قتاده و ربيع گفتند:به«ناس» [١]مؤمنان خواست.ابو العاليه گفت:اين روز قيامت باشد كه كافر [٢]را بدارند اوّل خدايش لعنت كند و پس فريشتگان و آنگه مؤمنان.
سدّى گفت:هيچ دو متلاعن [٣]نباشند كه يكديگر را لعنت كنند و الّا لعنت ايشان با كافران گردد لقوله تعالى: أَلاٰ لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظّٰالِمِينَ [٤]،براى آنكه كافر سر همۀ ظالمان است.
و لعنت از خداى تعالى،هم به قول باشد هم به فعل.آنچه به قول باشد بر سبيل نفرين باشد،كقوله تعالى: وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي [٥]،و لقوله: أَلاٰ لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظّٰالِمِينَ [٦].[١٨٥-ر]و آنچه به فعل بود ابعاد مستحقّ لعنت باشد از رحمت و ثواب بهشت-چنان كه بيان كرديم،و امّا از ما جز به قول نباشد بر وجه نفرين [٧].
خٰالِدِينَ فِيهٰا ،نصب او بر حال بود،اى مقيمين [٨]،آنجا مؤبّد مخلّد باشند به بقا.خداى تعالى [٩]تخفيف عذاب نكند ايشان را.
و در«فيها»خلاف كردند.بعضى گفتند:ضمير عايد است با لعنت،و بعضى گفتند:با دوزخ،نه ايشان به درآيند و نه عذاب بر ايشان به سر آيد و نه بميرند تا بازرهند ،و نه عذابشان را نقصانى و فتورى باشد.
وَ لاٰ هُمْ يُنْظَرُونَ ،بعضى گفتند:از نظر است،و نظر رحمت باشد اين جا،يعنى و نه بر ايشان رحمت كند خداى-عزّ و جلّ.و بعضى گفتند:از انظار است،و آن امهال باشد،و نه ايشان را مهلت دهند و بازگذارند تا توبهاى كنند و اصلاحى كنند.و بيشتر مفسّران برآنند كه:از«انظار»است به معنى امهال.و در آيت دليل است بر آنكه به قيامت تكليف نباشد و توبه نباشد،خلاف آنكه نجّار گفت:و ايمان سود ندارد،و توبه قبول نكنند،براى آنكه بر وجه مأمور به واقع نبود،و خلايق آنجا ملجأ باشند به دو وجه:يكى به مضرّتى عظيم عاجل،و يكى به منفعتى عظيم عاجل.پس
[١] .همۀ نسخه بدلها:بيانش،چاپ شعرانى(٣٩٧/١):به.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:كافران.
[٣] .مج:ملاعن.
[٤] .سورۀ هود(١١)آيۀ ١٨.
[٦] [٥] .سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٧٨.
[٧] .مر+قوله تعالى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:مقيم بر.
[٩] .مب+به.