روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٦ - ترجمه
دگر خبر جابر،و آنكه رسول-عليه السّلام-چون حجّ كرد به صفا و مروه رسيد و سعى كرد،گفت:
انّ الصّفا و المروة من شعائر اللّه فابدءوا بما بدأ اللّه به، آنگه بر صفا شد و در خانه نگريد [١].
و از عبد اللّه عبّاس روايت است كه:او جماعتى را ديد كه سعى مىكردند، گفت:هذا ما ورّثتكم امّكم امّ اسماعيل،گفت:اين آن است كه مادرتان به ميراث به شما رها كرد-مادر اسماعيل.چون تشنه شد بر كوه صفا دويد،و در وادى نگريد تا كس را بيند.ازآنجا فرود آمد و بدويد و بر مروه شد،بنگريد كس را نديد.تا هفت بار همچونين كرد،خداى تعالى در مناسك حجّ واجب كرد موافقت او را.چون به بطن الوادى رسد [٢]مستحب آن است كه به هروله برود [٣]و گويد:ربّ اغفر و ارحم و تجاوز عمّا تعلم انّك انت الاعزّ الاكرم.
اهل اشارت گفتند:اشارت در سعى به آن است كه سائل محتاج چون به در خانۀ مخدوم و مقصود رسد،نيارد هجوم كردن و بهيكبار فراز شدن،متردّد مىباشد و آمد شد [٤]مىكند انتظار دستور را.حاجّ همچونين كند[١٨٢-پ]پيش ازآنكه در خانه شود،تا تشبّه كرده باشد به سايل محتاج كه گرد در سراى پادشاه مىگردد و طواف مىكند تا كه باشد كه بارش دهد [٥].
فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ ،اى قصد الكعبة،هركه او حجّ خانه كند،يعنى قصد كعبه كند.و حجّ در لغت قصد باشد،و در شرع نيز قصد باشد جز كه قصدى مخصوص بود در وقتى مخصوص به جاى مخصوص براى اداى مناسكى مخصوص،و اين از اسماء مخصوصه باشد [٦]،چون صوم و شاعر گفت:
لراهب يحجّ بيت المقدس
ذي برجد و مقلد [٧]و برنس
محمّد جرير گفت:حجّ كثرت اختلاف باشد با جاى،كما قال المخبّل السّعدىّ:
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نگريست.
[٢] .دب،آج،مب،مر:رسيد.
[٣] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مب:بدود.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مر:شدى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:دهند.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب+از آسمان،مر+از اسماء.
[٧] .مج،وز،دب،فق،مر:منفد،آج:قفده،لب:منعد.