روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٠ - ترجمه
براى آن گفت كه عمرو عبد ودّ قرشى بود.
بعضى دگر گفتند:مراد تحريم صدقات است بر ايشان.
صادق را-عليه السّلام-پرسيدند از تحريم صدقات بر ايشان،گفت:
انّ اللّه تعالى نزّهنا عن غسالة اموال النّاس ،گفت:خداى تعالى ما را پاك داشت از دست شورۀ [١]مالهاى مردمان.
بعضى از بزرگان در حقّ ايشان گفت:منعوا الدّنيا فلم يسألوها و اعطوها فلم يقبلوها،گفت:دنيا از ايشان بازداشتند،ايشان بنخواستند [٢]،و چو [٣]به دادنشان قبول نكردند.
وَ الْأَنْفُسِ ،گفتند:مراد خبر است كه او را دادند به قتل او پيش وقوع آن،تا بر منبر و بيرون منبر بازمىگفت:
ما يحبس اشقاها ان يخضبها من فوقها بدم، و به دست اشارت مىكرد به محاسن و سر،چه منع مىكند آن شقىترين امّت را كه بيايد و اين محاسن سپيد را از خون اين سر خضاب دهد.
وَ الثَّمَرٰاتِ ،يعنى خبر دادن رسول-عليه السّلام-او را به كشتن حسن به زهر،و حسين به تيغ.حقتعالى ايشان را ثمرات خواند براى آنكه ميوۀ دل رسول و قرّت عين [٤]او بودند،تا در خبر است كه:يكى را بر اين ران نشاندى و يكى را برآن ران،و گاه بوسه بر اين مىدادى و گاه برآن.
يكى از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-پرسيد كه:ما بالنا الثّمرة احبّ الينا من الشّجرة،گفت:ما چرا ميوه دوستتر از درخت مىداريم،يعنى فرزندزاده را چرا دوستتر از فرزند مىداريم؟جواب داد او را كه:فرزندان ما [٥]دشمنان مااند لقوله- عزّ و جلّ: إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِكُمْ وَ أَوْلاٰدِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ [٦]... ،و فرزند[ان] [٧]ايشان دشمنان ايشانند،پس ايشان دشمنان دشمنان مااند،و همهكس دشمن دشمن را[١٨٠-ر] دوست دارد.
[١] .آج،لب،مب:دست سوده.
[٢] .اساس:بنهخواستند/بنخواستند.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:چون.
[٤] .دب:قرّة العين.
[٥] .مج،وز:من.
[٦] .سورۀ تغابن(٦٤)آيۀ ١٤.
[٧] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.