روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
آفريدهاند،و دنيا براى ايشان.جبريل آمد و اين آيت آورد: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ .
رسول-عليه السّلام-على را بخواند.و اين آيت بر او خواند و او را گفت:
هذه كلماتك،و كلمات ابراهيم هى الشّمس و القمر، اين كلمات تو است،و كلمات ابراهيم ماه و آفتاب بود،
و لقد سبقت اجابة اللّه مسألتى، و اجابت خداى تعالى سبق برد سؤال مرا،يعنى اين كلمات تو است كه تو را به اين امتحان كرد،چنان كه ابراهيم را به آفتاب و ماه،يعنى قوله تعالى: فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً [١]- الآيات-الى قوله: إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ [٢]... ،او وفا كرد،او را امامت داد [٣][١٧٩-ر].
تو را نيز ابتلا كرد به اين چيزها،و معلوم از حال تو آنكه تو نيز وفا كنى،تو را نيز امامت داد،و من ناخواسته [٤]اجابت او سابق شد دعاى مرا،اكنون كلمات تو چيست،«بشيء من الخوف»،به چيزى از خوف،يعنى حرب.و عرب عبارت كند از حرب به خوف و روع-چنان كه بيان كرده شد-و ابيات [٥]استشهاد گفته آمد [٦]،و آن [٧]امتحان كه او را بود به اين معنى از همه صحابه كس را نبود،بل از همه امّت بل از همۀ امم،تا هركجا سرى از گريبان كفر بر آمد به تيغ او عمرش [٨]به سر آمد،و اين چيزى است كه هيچ مخالف و مؤالف سر از اين نكشد.
«و الجوع»،و گرسنگى يعنى الصّيام،و مراد روزه تا [٩]معظم سال الّا ما شاء اللّه روزه داشتى،و آنگاه افطار بر كفى چند پست كردى يا [١٠]لقمهاى چند طعام،گفتى:
حسبي من الطّعام ما يقيم ظهري و لا يمنعني [١١]عبادة ربّي،مرا از طعام آنقدر بسكه پشت من راست دارد،و مرا از عبادت خداى-عزّ و جلّ-بازندارد،بيانش [١٢]: وَ يُؤْثِرُونَ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ [١٣]... و: إِنَّمٰا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ [١٤]... ،و آنچه در
[١] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٧٦.
[٢] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٧٩.
[٣] .فق+و.
[٤] .مج،وز،دب،آج،لب،مب،مر+و.
[٥] .دب+و.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:شد.
[٧] .مج،وز:از.
[٨] .وز،آج،لب،فق:اوش عمر،مر:اويش عمر.
[٩] .مج،وز،آج:با،لب،فق:ماه.
[١٠] .مج،وز:با.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+عن.
[١٢] .مب+قوله تعالى.
[١٣] .سورۀ حشر(٥٩)آيۀ ٩.
[١٤] .سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ٩.