روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٠ - ترجمه
نعدّيهنّ [١]يوم الرّوع عنكم
و ان كانت مثلّمة [٢]النّصال
و اين را حدّى نيست،مراد حرب است يعنى جهاد كفّار.و اين خود بر ظاهر خود باشد،به تأويل،حاجت ندارد.
شافعى گفت: بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ ،يعنى خوف اللّه.و الجوع،صيام شهر رمضان.گفت:به خوف ترس خداى خواست،و به گرسنگى،روزه ماه رمضان،و به نقصان مال،زكات مال و صدقات،و به نقصان نفس،مرگ و بيمارى،و به نقصان ثمرات و ميوهها،مرگ فرزندان و فرزندزادگان،براى آنكه فرزندان [٣]ميوۀ دل مادر و پدر باشند [٤].
عبد اللّه عبّاس [٥]گفت از ابو سلمه،از ابو سنان،كه او گفت:مرا فرزندى فرمان يافت نام او سنان كه مرا به او كنيت مىكردند.من او را دفن كردم.ابو طلحة الخولانىّ حاضر بود [٦]،[١٧٦-ر]گفت:يا با سنان!تو را بشارت دهم؟گفتم:بلى.
گفت:حدّثنى الضّحّاك بن عبد الرّحمن عن ابي موسى الاشعرىّ،گفت:مرا ضحّاك حديث كرد از ابو موسى اشعرى كه،رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت:چون بنده مؤمن را فرزندى بميرد،خداى تعالى فريشتگان را گويد:بنده مرا فرزند ازو بستدى،و ميوۀ دل او از او جدا كردى [٧].بندۀ من عند آن حال چه گفت؟گويند:
بار خدايا!تو را حمد كرد و استرجاع كرد.گويد:براى بندۀ من در بهشت خانهاى بنا كنى،و آن را بيت الحمد نام نهى.براى او در بهشت خانهاى بنا كنند،قوله تعالى:
وَ بَشِّرِ الصّٰابِرِينَ ،بشارت ده صابران را،آنان را كه بر اين مصائب و بليّات صبر كنند و جزع نكنند.و گفتيم [٨]كه:صبر حبس النّفس على ما تكره باشد.
اَلَّذِينَ إِذٰا أَصٰابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ ،آنان را كه چون ايشان را مصيبتى رسد استرجاع كنند و با خداى گريزند،گويند: إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ ،ما خدا راييم به عبوديّت،
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:بعديهن،چاپ شعرانى(٣٨٠/١):ابعّدهنّ.
[٢] .كذا:در اساس،همۀ نسخه بدلها:مسلّمة.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:فرزند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز دب:باشد.
[٥] .مج،وز:عبد اللّه مبارك.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز دب+مرا.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز دب+گويد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:گفتم.