روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤ - ترجمه
واقف نباشند،از حفظ قراءتى بود ايشان را بىفهم [١].
كلبي گفت:قرائت و كتابت ندانند،و دليل بر اين قول رسول است- عليه السّلام:
نحن امّة امّيّة لا نكتب و لا نحسب، ما امّتىايم[امّى] [٢]كه ننويسيم و حساب نكنيم،و شاعر گويد:
له امّة سمّيت في الزّبو
ر امّيّة هى خير الامم
اهل علم خلاف كردند كه چرا آنان را كه كتابت ننويسند و چيزى ندانند خواندن،امّى خوانند.بهرى گفتند:منسوب است با امّت،يعنى جماعت عامّه،و عامّه قرائت و كتابت ندانند.و بعضى ديگر گفتند كه:منسوب است با امّت كه خلقت باشد،من قول الاعشى:
و إنّ معاوية الاكرمي
ن حسان الوجوه طوال الامم
يعنى بر اصل خلقت ماندهاند چيزى نياموختهاند.و«تا»براى«يا»ى نسبت بيفگندهاند،چنان كه در نسبت با بصره و كوفه گويند:بصرىّ و كوفىّ،تا فرق باشد ميان«يا»ى نسبت و«يا»ى اضافت.
بهرى دگر گفتند:منسوب است با امّ كه مادر باشد،مادرىاند،يعنى بر اصل ولادت مادر ماندهاند،چيزى نياموختهاند و براى آنكه كتابت[١٠٤-پ]از شأن مردان است از شأن زنان نيست. لاٰ يَعْلَمُونَ الْكِتٰابَ إِلاّٰ أَمٰانِيَّ ،كتاب ندانند إلاّ امانىّ.
در امانىّ خلاف كردند.أبو روق و ابو عبيده گفتند:إلاّ تلاوة عن ظهر قلوبهم إلاّ آنچه از بر مىخوانند،و«تمنّى»،تلاوت باشد،من قوله تعالى: إِذٰا تَمَنّٰى أَلْقَى الشَّيْطٰانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ [٣]...،اى إذا تلا القى في تلاوته،چون او چيزى خواندى شيطان در ميان [٤]القا كردى و چيزى در ميان انداختى [٥]،شاعر گويد:
تمنّى كتاب اللّه أوّل ليلة
و آخره لاقى حمام المقادر
حسن گفت:مراد به امانىّ تمنّاست،يعنى تمنّاى باطل مىكنند،من قولهم:
[١] .همۀ نسخه بدلها:بلا فهم.
[٢] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٣] .سورۀ حج(٢٢)آيۀ ٥٢.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+و.