روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٩ - ترجمه
كه هميشه صايم [١]قائم بود،و هيچ بنده نبود كه او را مجروح[١٧٥-پ]بكنند [٢]در سبيل خداى و الّا فردا قيامت مىآيد خونآلود،رنگ رنگ خون باشد و بوى بوى مشك،و خداى تعالى او را ضمان كرده بود از دو كار يكى:امّا بهشت،يا آنكه با خانه خود شود با غنيمت.و اخبار در اين معنى بسيار است.
قوله: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ ،خطاب با امّت محمّد است.
خداى تعالى مىگويد:و ما امتحان كنيم و بيازماييم شما را به چيزى،يعنى به نوعى از ترس و گرسنگى.
عبد اللّه عبّاس گفت:خداى تعالى خبر داد كه:دنيا سراى بلاست و مكلّفان در او مبتلىاند.
عطا و ربيع انس گفتند:مراد به آيت مهاجرانند بعد هجرت،و مراد با بلا و ابتلا تشديد تكليف است بر ايشان تا عند آن مستحقّ ثواب عظيم شوند.و معنى ابتلا پيش از اين شرح داديم.
حقتعالى گفت:به پنج چيز امتحان كردم شما را به خوف.عبد اللّه عبّاس گفت:ترس از دشمن.و الجوع،يعنى قحط [٣]، وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوٰالِ ،نقصان مال، يعنى زيان در تجارت و هلاك مواشى. وَ الْأَنْفُسِ ،و تنها،يعنى به مرگ امّا به قتل.و گفتهاند:به بيمارى،و گفتهاند:به پيرى.
و ابو على گفت:خوف براى آن با خداى نسبت كرد كه به جهاد باشد،و آن به امر خداى بود.و بعضى ديگر مفسّران تفسير خوف به حرب كردند،و خوف در كلام ايشان كنايت باشد از حرب،و همچونين روع و فزع،نبينى كه شعراى ايشان چندان كه يوم الرّوع گفتند،يوم الحرب خواستند،قال الشّاعر:
انّا لنرخص يوم الرّوع انفسنا
و لو نسام بها في الامن اغلينا
و قال ايضا:
مقاديم وصّالون فى الرّوع خطوهم
بكلّ رقيق الشّفرتين يمان
و قال آخر:
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:نكنند.
[٣] .مب+قوله تعالى.