روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٧ - ترجمه
ذو الشّمالين بن عمرو بن نضله [١]و عامر بن بكير،مهجع بن عبد اللّه،و صفوان.و از انصار:سعد بن خيثمه،و قيس بن عبد المنذر،و زيد بن الحارث،و تميم بن حزام،و رافع بن المعلّى،و حارثة بن سراقة،و معوّذ [٢]و عوف بن عفراء.
علما در تفسير آيت و احوال شهدا خلاف كردند.
عبد اللّه عبّاس و حسن بصرى گفتند:ايشان زندهاند بارواحهم و اجسادهم، بامداد و شبانگاه روزى به ايشان مىرسد،و ايشان خرّماند به آنچه خداى به ايشان مىدهد،چنان كه در دگر آيت فرمود من قوله: يُرْزَقُونَ، فَرِحِينَ بِمٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ [٣].
و بعضى دگر گفتند:ارواح ايشان زنده باشند [٤]،و روزى بر ايشان عرض [٥]مىكنند به بامداد و شبانگاه،چنان كه بر ارواح آل فرعون آتش عرضه مىكنند،في قوله: اَلنّٰارُ يُعْرَضُونَ [١٧٥-ر] عَلَيْهٰا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا [٦]... ،و علما و محقّقان بيشتر بر قول اوّلند.
و امّا در اخبار لفظ ارواح آمد چنان كه روايت كرد عبد اللّه عبّاس كه رسول -عليه السّلام-در ذكر شهداى احد گفت:
ارواحهم في اجواف طير خضر ترد [٧]انهار الجنّة و تأكل من ثمارها و تأوي الى قناديل من ذهب في ظلّ العرش ،گفت:ارواح ايشان در حوصلۀ مرغان سبز باشد كه از جويهاى بهشت آب خورند و از ميوههاى بهشت خورند،و با قنديلهاى [٨]بهشت شوند كه [٩]آويخته در سايۀ عرش،و الفاظ اخبار در اين معنى مختلف است.
در خبرى از مجاهد چنين است كه:بوى بهشت يابند،و در بهشت نهاند و قتاده گفت:
مساكنهم السّدرة ،جاى ايشان به سدرۀ منتهاست [١٠]،و امّا ابو القاسم بلخى
[١] .اساس و همه نسخه بدلها:فضله،با توجّه به منابع و مآخذ مربوط به خبر،تصحيح شد.
[٢] .اساس+ابن،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها،زايد مىنمايد،آج،لب،فق:مسعود.
[٣] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٦٩ و ١٧٠.
[٤] .مج،وز:باشد.
[٥] .مج،وز،آج،لب:عرضه.
[٦] .سورۀ مؤمن(٤٠)آيۀ ٤٦.
[٧] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٣٧٧/١):تروى من.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:قناديلها.
[٩] .لب،فق،مب،مر:شوند از زر.
[١٠] .فق،سدرة المنتهى.