روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٢ - ترجمه
كنم،گفتم:مرا بارى تشنه است،اگر شربهاى [١]آب سرد بودى [٢]!او دست در هوا دراز كرد و قدحى آب بگرفت از هوا مشعشعا بالثّلج،برف در او افگنده،و بجنبانيد و پيش من داشت.من عجب بماندم،گفتم:يا هذا،اين پايه از كجا يافتى؟گفت:اذكره فى الخلوات يذكرني فى الفلوات.
ربيع انس در اين آيت گفت:انّ اللّه ذاكر من ذكره و زائد من شكره و معذّب من كفره،گفت:خداى تعالى ياد كند آن را كه او را ياد كند،و زيادت كند آن را كه شكر او كند،و عذاب كند آن را كه كفران نعمت او كند.
سفيان عيينه گفت:در اخبار چنين خواندهام كه،خداى-جلّ جلاله-گفت:
من بندگان خود را آن دادم كه اگر جبريل و ميكايل را دادمى،حقّ ايشان را گزارده بودمى،بقولى لهم: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ .
و به موسى بن عمران وحى كرد كه:يا موسى!دشمنان مرا بگو تا مرا ياد نكنند كه چون ايشان مرا ياد كنند من ايشان را ياد كنم،و ياد كرد من ايشان را به لعنت بود.
حقتعالى در اين آيت جمع كرد از ميان ذكر و شكر.و ذكر او از سه گونه بود:
به دل و به زبان و به جوارح [٣].
امّا ذكر به دل از دو گونه بود:يكى نظر و فكر باشد،و آن سر [٤]و اصل عبادات است كه همه را بنا برآن است،چو سكون نفس [٥]و طمأنينۀ دل در آن است،قوله تعالى: أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [٦]،و اين آن واجب است كه بنده از همۀ واجبات خالى بود در وقتى دون وقتى،و از وجوب اين خالى نبود،اعنى نظر،[١٧٣-پ] لا جرم چنين فرمود:عليه السّلام:
تفكر ساعة خير من عبادة [٧]سنة.
وجه دوم آن بود كه:تفكّر كند در وعد و وعيد و ثواب و عقاب تا داعى باشد او را بر فعل طاعت و صارف باشد از فعل معصيت،و توبه داخل باشد در اين جمله براى
[١] .همۀ نسخه بدلها:شربتى.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:سردده چون من اين بگفتم.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و اركان.
[٤] .مج،وز:نيز،دب،مب:صرف،آج،لب،فق،مر:شرف.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:سكون النّفس.
[٦] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٢٨.
[٧] .دب،آج،لب،مب،مر+ستّين،فق،مب+سنين.