روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٢ - ترجمه
خلاف كردند در نظم آيت و معنى«الّا»و آنكه اين استثنا چيست،و اين ظالمان كهاند؟ مجاهد و عطا و قتاده و سدّى گفتند:مراد به«ناس»جهودانند،تا جهودان را بر تو حجّت نبود،با [١]آنكه گفتند:اگر هدايت ما نبودى او قبله نشناختى،و امثال اين چيزها ازآنكه ما بگفتيم پيش از اين، إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا، مشركان عربند،يعنى جهودان را بر تو حجّت نماند به آن محالات و طعنها كه زدند مگر مشركان عرب را كه ايشان را حجّت ماند يعنى شبهت،و شبهت را حجّت خواند براى آنكه [٢]مشابهت شبهت با حجّت،و خود براى اينش شبهت خوانند كه با حجّت ماند به حجّت ملتبس توان كردن،و شبهت عرب اين باشد كه گفتند:رغب عن قبلة ابيه ثمّ رجع اليها،از قبلۀ ابراهيم بگرديد و پس با او آمد،و عنقريب بس [٣]بر نيايد كه با دين ما آيد.و مشركان را گفت:«منهم»،از ايشانند،يعنى از جهودان براى آنكه كفر به محمّد- صلّى اللّه عليه و آله-قد جمعهم.
و قولى ديگر آن است در اين وجه كه:حجّت به معنى خصومت باشد،چنان كه حقتعالى گفت: لاٰ حُجَّةَ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمُ [٤]... ،اى لا خصومة،و كذا قوله: فَمَنْ حَاجَّكَ [٥]... ،و: أَ تُحَاجُّونَنٰا [٦]... ،و: لِيُحَاجُّوكُمْ [٧]... ،همه به معنى مجادله است و مخاصمه.
و وجهى ديگر در آيت آن است كه:ما قبلۀ تو بگردانيديم از بيت المقدس به كعبه،روى آنجا دار پيوسته تا هيچ آدمى را بر تو حجّت نبود.و«ناس»در اين وجه عام بود جهودان و مشركان و جز ايشان را،مگر آنان را كه ظلم كنند،يعنى جحود و عناد كنند و پس ازآنكه حق روشن شود مقرّ نشوند.و عناد در مناظره ظلم باشد،و تلخيص معنى اين است كه:كس را بر تو حجّت نماند مگر عناد و جحود بر سبيل ظلم در محاجّت،و اين قول اختيار مفضّل ضبّى است،غير انّا لخّصناه بعض التّلخيص.
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:در.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:«آنكه»را ندارد.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب:بسى.
[٤] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ١٥.
[٥] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٦١.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٣٩.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٧٦.