روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٣ - ترجمه
است،پس بر سبيل تهديد گفت:خداى تعالى غافل نيست از آنچه ايشان مىكنند.
قوله: وَ لَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ بِكُلِّ آيَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ ،سبب نزول آيت آن بود كه جهودان گفتند:اگر محمّد آيتى و معجزهاى آوردى ما را چنان كه پيغامبران مقدّم را بوده است،ما بدو ايمان آوردمانى.حقتعالى به اين آيت تكذيب ايشان كرد و گفت:[١٦٥-پ]دروغ مىگويند كه اگر هر آيت كه در مقدور هست مثلا تو به ايشان برى،به تو ايمان نيارند و متابعت قبلۀ تو نكنند.و اگر ايشان از تو توقّع مىكنند كه تو بر مسامحت متابعت قبلۀ ايشان كنى،بگو:تا اين طمع ندارند كه تو نيز اين نكنى،و هيچكس از شما كه مسلمانى و از ايشان كه اهل كتابند از جهودان و ترسايان،متابعت قبلۀ يكديگر نكنند،چه [١]قبلۀ مسلمانان كعبه است،و قبلۀ جهودان بيت المقدّس است،و قبلۀ ترسايان مشرق است. وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ ،گفتند:
سبب نزولش آن بود كه جهودان بر سبيل مكر و خديعت گفتند:اگر محمّد در بعضى امور مساعدت ما كردى و با ما بساختى،ما به او ايمان آوردمانى [٢].و رسول -عليه السّلام-براى طمع در ايمان ايشان تمنّا كرد كه كاشك تا خداى دستورى دادى در بعضى مساعدت و ملاينت.
حقتعالى آيت فرستاد به تكذيب ايشان،و رسول را خبر داد از خبث سريرت ايشان و آنكه ايشان اين سخن از سر مكر و خديعت مىگويند،گفت:اگر تو متابعت هواى ايشان كنى پس ازآنكه علم و حجّت و بيّنت و كتاب به تو آمد،و تو حقّى [٣]دين خود و بطلان دين و قول ايشان بشناختى،پس تو از جملۀ ظالمان باشى.
بعضى دگر گفتند:خطاب با رسول است و مراد امّت،چنان كه گفت: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ . [٤]
و بعضى دگر گفتند:اين شرطى است كه خداى تعالى دانست كه در وجود نيايد،چنان كه گفت: لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ [٥]... ،و زجّاج و اخفش گفتند:
كه«لام»در اين دو جايگاه في قوله: وَ لَئِنْ أَتَيْتَ ، وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ ،جواب قسمى
[١] .لب،فق،مب،مر:چون.
[٢] .مج:آوردمى،وز،لب،دب،آج،لب،فق،مب:آوردمى.
[٣] .دب،فق،مب،مر:حقيقت،آج،لب+و.
[٤] .سورۀ طلاق(٦٥)آيۀ ١.
[٥] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٦٥.