روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٥ - ترجمه
و وجهى ديگر آن است كه:الّا لتعلم انت و اصحابك،آنكه علم ايشان را علم خود خواند براى اختصاص ايشان بدو چنان كه گفت: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّٰهَ [١]... ، اى يؤذون اولياء اللّه،و چنان كه گفت: فَلَمّٰا آسَفُونٰا [٢]... ،اى اغضبونا،يعنى اغضبوا رسولنا و اولياءنا.
پس قديم تعالى تحويل قبله سبب ظهور نفاق جماعتى منافقان كرد،چنان كه آن آب كه قوم طالوت را سبب امتحان كرد في قوله: إِنَّ اللّٰهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ [٣]-الآية،تا منافقان كه در دل نفاق دارند از مؤمنان مخلص جدا شوند،چه مصالح بسيار در تكليف،به اين تعلّق دارد،چنان كه گفت: مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلىٰ مٰا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّٰى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ [٤].
قوله: وَ إِنْ كٰانَتْ لَكَبِيرَةً ،«ان»مخفّفه است از ثقيله،و تقدير اين است:و انّها كانت لكبيرة،و اين«لام»لازم باشد با اين حرف در خبر،تا فرق باشد ميان او و ميان«ان»نافيه.
اكنون خلاف كردند در آنكه اين«تا»ى تانيث راجع با كجاست.بعضى گفتند:راجع با نماز است كه به قبلۀ اوّل كرده بودند،و اين قول ابن زيد است.و بعضى دگر گفتند:راجع با قبله است،يعنى بيت المقدّس،و اين قول ابو العاليه است.
و بعضى دگر گفتند:راجع با كعبه است.
بعضى دگر گفتند:راجع با لفظ«تولية [٥]»است،من قوله: فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا [٦]... ،قتاده و مجاهد گفتند:راجع است با تحويلة القبلة،و آن يكبار بگردانيدن باشد.
و وجهى هست در كلام عرب كه با آن تحويل را به تحويلت تأويل ببايد [٧]كردن كه ايشان چون مضافاليه مؤنث باشد و اگرچه مضاف مذكّر باشد به مجاورت مؤنث تأنيث كنند،كقولهم:خربت سور المدينة،فعل مسند را با
[١] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٥٧.
[٢] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٥٥.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٤٩.
[٤] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٧٩.
[٥] .اساس و همۀ نسخه بدلها:«توليت»هم خوانده مىشود.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٤٢.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نبايد كردن.