روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٤ - ترجمه
كيست كه تبع تو خواهد بودن،ازآنكه بر خواهد گشتن،يعنى تا فرق بدانيم ميان دوست و دشمن و موافق و منافق،و اين بر عالم الذّات روا نباشد.
جواب از اين آن است كه:اين آيت جارى مجراى آياتى است كه متضمّن است لفظ ابتلا و امتحان را،نحو قوله تعالى: اَلَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيٰاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [١]... ،و قوله: وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّٰهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكٰاذِبِينَ [٢]،و در سورة الكهف: لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [٣]،و هم در اين سورت: ثُمَّ بَعَثْنٰاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصىٰ لِمٰا لَبِثُوا أَمَداً [٤]،و امثال اين آيات بسيار است.و جواب از همه يكى بود،و آن آن است كه:خداى تعالى صورت تكليف صورت امتحان و آزمايش نهاد و با مكلّفان معاملۀ آنان كرد كه كسى را آزمايد كه چيزى نداند تا بدان آزمايش بداند.چون صورت اين بود،و اگرچه معنى نه اين بود حقتعالى در اين مورد و به اين لفظ بياورد،اين وجهى است.
و وجهى ديگر آن است كه:مراد به لفظ [٥]،اختبار و امتحان است،و آن را علم خواند براى آنكه در شاهد سبب علم باشد و عند آن علم حاصل شود يكى را از ما، پس بر سبيل توسّع[١٦٢-پ]او را به جاى آن بنهاد،و معنى راجع بود عند تحقيق با جواب اوّل.
وجهى ديگر آن است كه:الّا لعلمنا،الّا براى آنكه ما دانستيم كه كيست كه متابعت رسول كند از سر [٦]ايمان،و كيست كه در آن منافق باشد پس مرتد شود،و معنى آن بود كه:در سابق علم ما رفته بود كه تحويل قبله سبب هدايت قومى باشد و سبب ضلالت قومى،و عرب لفظ مستقبل به جاى ماضى بنهد،چنان كه گفت: فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيٰاءَ اللّٰهِ [٧]... ،و المعنى فلم قتلتم انبياء اللّه،براى آنكه در عهد رسول پيغامبرانى نبودند كه جهودان ايشان را بكشتندى،و چنان كه گفتيم از قول شاعر:
فلقد [٨]يكون أخادم و ذبائح
[١] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٢.
[٢] .سورۀ عنكبوت(٢٩)آيۀ ٣.
[٣] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٧.
[٤] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ١٢.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+علم.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:پس.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٩١.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب:و لقد.