روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٣ - ترجمه
بيت المقدّس مىكرد به روايت براء بن عازب و به روايت عبد اللّه عبّاس هفده ماه،و به روايت سدّى هژده ماه،و به روايت انس نوزده ماه،و به روايت معاذ جبل سيزده ماه.چون رسول-عليه السّلام [١]در مدينه به فرمان خداى تعالى روى به بيت المقدّس مىكرد در نماز،و پيش از آن به مكّه روى به كعبه كردى،جهودان به آن شادمانه بودند [٢]و خويشتن را در آن تشريفى مىشناختند و به رسول-عليه السّلام-تقرّبى مىكردند.رسول-عليه السّلام-طمع به ايمان ايشان در بست خداى تعالى قبله بگردانيد تا رسول-عليه السّلام-و صحابه-رضى اللّه عنهم-بدانستند[١٦٢-ر]كه آن موافقت جهودان نه از آن بود كه خيرى در دل داشتند.چون قبله با كعبه افتاد، جهودان كه تقرّب مىكردند،برگشتند و دشمنى و تبرّا آشكارا كردند،خداى تعالى براى اين گفت: إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلىٰ عَقِبَيْهِ ،و اين وجهى است در غرض خداى تعالى در قبله بگردانيدن،و اين وجهى معتمد است،و ظاهر قرآن بر اين دليل مىكند.
بعضى دگر گفتند:جهودان مىگفتند:محمّد به دين ما نزديك است،نبينى كه روى به قبلۀ ما مىكند،ممكن هست كه با دين ما آيد.احبار و رؤسا مىگفتند عوامّ را،حقتعالى قبله بگردانيد تا طمع ايشان منقطع شد و نيز ايهام نكنند بر عوامّ.
بعضى دگر گفتند:رسول-عليه السّلام-در مدينه روى به بيت المقدّس مىكرد،و در دلش آن بود كه مىخواست كه روى به كعبه كند كه قبلۀ پدرش بود ابراهيم- عليه السّلام-براى اين گفت قديم-جلّ جلاله: فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا [٣]،براى رضاى او به شرط آنكه رضاى او موافق مصلحت شرعى بود قبله بگردانيد،و اين وجه هم قريب است،چه قرآن به آن ناطق است.و اگر اين اسباب جمع باشد روا بود،براى آنكه از ميان ايشان تنافيى [٤]نيست كه منع كند از جمع ميان ايشان.
اكنون ظاهر آيت آن است كه:ما قبله براى آن بگردانيديم [٥]تا بدانيم كه
[٢] [١] .اساس:عبارت:«در مدينه به فرمان خداى-الى به آن شادمانه بودند»را در سطور بالا پس از«بيت المقدس مىكردند.چون رسول عليه السّلام»تكرار كرده است،با توجه به مج حذف شد.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٤٤.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:تنافى.
[٥] .مج،بگردانيم.