روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠ - ترجمه
تعالى كردند يعنى تورات. مِنْ بَعْدِ مٰا عَقَلُوهُ ،از پس آنكه شناخته و دانسته بودند و معنى فهم كرده. وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ،و ايشان مىدانستند كه آن كلام [١]خداى است.
قول دگر آن است كه:ايشان مىدانستند كه ايشان را نيست كه آن تغيير و تبديل كنند.و قوله: يَسْمَعُونَ كَلاٰمَ اللّٰهِ ،خلاف كردند در آنكه اين كلام از كه مىشنيدند.مجاهد و قتاده و عكرمه و سدّى گفتند:از موسى مىشنيدند.
عبد اللّه عبّاس گفت:از خداى مىشنيدند به طور.بر اين قول،مراد به فريق منهم،آن هفتاد مرد باشند كه موسى-عليه السّلام-ايشان را با خود به طور برد تا كلام خداى شنوند [٢].
مقاتل گفت:تحريف ايشان آن بود كه چون بازآمدند،گفتند:ما شنيديم كلام خداى و اوامر و نواهى او،و لكن ما را مخيّر كرد،گفت:اگر خواهى كنى،و اگر نخواهى مكنى كه بر شما باكى نيست.و در آيت دليل است بر آنكه كلام خداى تعالى از جنس حرف و صوت است،براى آنكه حقتعالى گفت: يَسْمَعُونَ كَلاٰمَ اللّٰهِ ،و ادراك سمع به هيچ معنى از معانى تعلّق ندارد جز به صوت [٣]و آنچه ايشان دعوى كردند ازآنكه كلام معنى باشد قائم به ذات متكلّم،و اگرچه از او چيزى نشنوند،حديثى نامعقول است و طريقى نيست به اثبات آن و دون اثباته خرط القتاد [٤]تهاب شوكته اليد.
وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا ،چون ايشان را ملاقات بود به مؤمنان،يعنى چون به مؤمنان رسند و با هم افتند.و معنى«ملاقات»و«لقاء»به استقصاء گفته شد گويند:ما نيز مؤمنيم،و چون به خلوات [٥]با يكديگر اوفتند،گويند: أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِمٰا فَتَحَ اللّٰهُ عَلَيْكُمْ ،ايشان را نمىگوى و حديث مىكنى [٦]با ايشان؟ و معنى«فتح اللّه»،حكم اللّه است،و از اين جا حاكم را فتّاح [٧]خوانند،و منه قوله تعالى: رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَ قَوْمِنٰا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفٰاتِحِينَ [٨]،و اين قول
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب+كلام.
[٢] .مب:خداى تعالى شنودند.
[٣] .مر:صورت.
[٤] .لب،فق،مب،مر:التقاد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:خلوت.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:نمىكنى/نمىكنيد.
[٧] .مج،مب:افتتاح.
[٨] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٨٩.