روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢ - ترجمه
گفت او مىگويد [١]:آن گاوى است نه كار [٢]شكسته كه سپرد [٣]زمين را و نه آب دهد كشت را بىعيب، نباشد رنگى بر او،گفتند:اكنون آوردى [٤]حق و درستى،بكشتند آن را و نزديك نبود [٥]كه بكنند.
چون بكشتى تنى را و مدافعت كردى در آن،و خدا بيرون آرد آنچه شما پنهان مىكنى.
گفتيم بزنى او را به بعضى از آن،همچنين زنده كند خداى مردگان را و بازنمايد شما را حجّتهاى خود تا همانا شما بدانيد.
[قوله تعالى: وَ إِذْ قٰالَ مُوسىٰ لِقَوْمِهِ -الآية] [٦]سبب اين آن بود كه در بنى اسرايل كشتهاى [٧]را يافتند نام او عاميل و ندانستند كه او را كه كشته است [٨].مفسّران خلاف كردند در كشنده [٩]او و سبب كشتن او.
عطا و سدّى گفتند:مردى بود در بنى اسرايل و او را مال بسيار بود،و پسر عمّى داشت و جز او وارث [١٠]نداشت.اين پسر عمّ مىخواست كه او بميرد تا ميراث او بر دارد،و او دراز عمر بود،او را بكشت تا ميراث او بر دارد.
بهرى دگر گفتند:اين عاميل زنى داشت بجمال و پسر عمّ او مىخواست كه او را به زنى كند،او را بكشت براى آن زن.
كلبى گويد:عاميل دخترى داشت بجمال،اين پسر عمّ او را به زنى
[١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق+كه.
[٢] .دب،آج،لب،فق:كارى.
[٣] .مج،وز:مىسپرد،ها:شوراند.
[٤] .مج،ديگر محال اكنون مىآوردى،دب،آج،لب،فق:ديگر محل اكنون آورديم.
[٥] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:نبودند.
[٦] .اساس كه در اين قسمت:نونويس و غير قابل اعتماد است به جاى عبارت داخل قلاب كه از مج آورده شد، دارد:اين هفت است و.
[٧] .اساس:كشتى.
[٨] .فق،مب،مر+و او وارث نداشت.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كشتن.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:وارثى.