روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٩ - ترجمه
الى ما لا يحصى كثرة.
و گفتهاند:وسط براى آن خواند اينان را كه،قول ايشان در پيغامبران به حدّ غلوّ نيست چون قول ترسايان در مسيح،و به حدّ تقصير نيست چون قول جهودان.آنگه بيان كرد كه من تعديل اينان براى آن كردم تا گواه باشند بر مردمان.
خلاف كردند كه اين چه گواى [١]است؟و چگونه گواى [٢]دهند؟و كجا گواهى دهند؟ عبد اللّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ربيع گفتند:گواه پيغامبران باشند در قيامت بر تبليغ رسالت خداى-عزّ و جلّ-و اين قول روايت مىكند جابر عبد اللّه انصارى از رسول -صلّى اللّه عليه و آله-كه گفت:من و امّتم فردا [٣]قيامت بر پشتهاى بلند باشيم چنان كه اهل عرصات فرود ما باشند،و هيچ امّت نباشد و الّا تمنّا كند كه از ما باشد،و هيچ پيغامبر نبود كه امّت او او را تكذيب كنند و الّا ما براى او گواهى دهيم،ايشان گويند:شما اين گواى [٤]چگونه مىدهى؟و شما در عصر ما نبودى؟گويند:ما از پيغامبر خود شنيديم،و او را باور داشتيم.
و بعضى دگر گفتند:گواهان باشند[١٦٠-پ]در دنيا در دين من براى آنكه من [٥]اجماع ايشان حجّت كردم،و اين قول نيز دليل است بر آنكه مراد معصومانند، براى آنكه اجماع كه حجّت است براى آن حجّت است در هر عصرى كه قول معصوم از او خارج نيست،چنان كه در جاى خود بيايد تفصيلش-انشاءاللّه [٦].
قولى ديگر آن است كه:گواهانند هم در دنيا هم در آخرت،و اين عامتر است حملش بر اين كردن اولىتر بود.
و بعضى اختيار اجماع كردند و گفتند:به آن مميّز و مفضّلند بر ساير امم،و آنچه ما گفتيم اولىتر است براى آنكه«على النّاس»گفت،اگر«للنّاس»گفتى، آن معنى دادى.دگر به قرينۀ آنكه گفت: وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً ،و شهد عليه نقيض شهد له باشد،و از اين عذر خواستند به آنكه چون قول ايشان در دين حجّت خواهد بودن،به مثابت حكم باشد بر ايشان،همچنان كه قول رسول
[٤] [٢] [١] .همۀ نسخه بدلها:گواهى.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:فرداى.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+به.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر+تعالى.