روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩١ - فصل در اخلاص از كلام علما و مشايخ
احببته من عبادي، گفت:اخلاص سرّى از سرهاى من است،در دل آن بنده نهم كش دوست دارم.
ابو ذرّ غفارىّ گفت كه،رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت:
انّ لكلّ حقّ حقيقة و ما بلغ عبد حقيقة الاخلاص حتّى لا يحبّ ان يحمد على شىء من عمل اللّه، گفت:هر حقّى را حقيقتى است،و بنده به حقيقت اخلاص نرسد تا چشم از آن بنيفگند كه او را مدح كنند بر كارى كه براى خدا كند.
سعيد جبير گفت:اخلاص آن باشد كه مرد،دين و عمل خويش خداى را خالص كند،در دين با خداى شرك نيارد،و در عمل با خلقان ريا نكند.
فضيل عياض گفت:ترك عمل براى مردمان ريا باشد،و عمل براى مردمان شرك باشد،و اخلاص آن بود كه از اين هر دو مسلّم بود.
يحيى معاذ گفت:هو تخليص العمل من العيب و الذّمّ كتمييز [١]اللّبن من بين الفرث و الدّم،گفت:اخلاص آن باشد كه عمل خالص دارد از عيب و ذمّ چنان كه شير مميّز است از ميان سرگين و خون.
ابو الحسن بوشنجى گفت:اخلاص آن بود كه لا يكتبه الملكان و لا يفسده الشّيطان و لا يطّلع عليه الانسان و لا يعلمه غير الرّحمن گفت:اخلاص آن باشد كه فريشته را به نبشتنش [٢]راه نبود،و شيطان را به تباه كردنش،و آدمى را بر او مطّلع نباشد،و جز خداى-عزّ و جلّ-كس نداند.
رويم گفت:اخلاص آن بود كه آنچه كنى نبينى،و گفتهاند:ما يراد به الحقّ و يقصد به الصّدق و قيل:هو ما لا يشوبه الآفات و لا يتبعه رخص التّأويلات،آن بود كه آفات آن را مشوب نكند و رخصت تأويل به دنبال آن نباشد.و قيل:هو ما استتر من الخلائق و استصفى من العلائق،آنچه از خلقان پوشيده باشد و از علايق صافى باشد.
حذيفه مرعشى گفت:اخلاص آن بود كه بنده را سرّ و علانيت يكى بود [٣].
ابو يعقوب مكفوف گفت:آن بود كه حسنات همچنان پوشيده[١٥٧-ر]دارد كه سيئات.
[١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:كتميز.
[٢] .مب،مر:نوشتنش،فق:به نوشتن.
[٣] .مج،وز،دب،آج،لب،مب:راست بود.