روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨١ - ترجمه
سبب نزول آيت آن بود كه:جهودان دعوى كردند كه يعقوب آن روز كه او را وفات رسيد،فرزندان را به جهودى وصايت كرد،حقتعالى رد كرد بر ايشان،گفت:
أَمْ كُنْتُمْ شُهَدٰاءَ ،شما حاضر بودى كه يعقوب را اجل حاضر آمد؟ كلبى گفت:سبب وصايت يعقوب آن بود كه او در مصر شد،اهل مصر بعضى بتپرست بودند و بعضى آتشپرست،گفت:نبادا [١]كه فرزندان او به آن ميل كنند، نزديك مرگ ايشان را حاضر كرد و گفت: مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي ،عطا گفت:خداى تعالى يعقوب را مخيّر بكرد از ميان مرگ و زندگانى و با همۀ پيغامبران همچنان كرد.
يعقوب اختيار مرگ كرد و گفت:چندان مهلت مىخواهم تا وصيّت كنم.آنگه بيامد و فرزندان را جمع كرد و گفت: مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي .«ام»بيان كرديم كه معادل همزۀ استفهام بود.اگر گويند:اين جا با چه معادله مىكند جواب آن است كه گوييم:يك وجه آن است كه بيان كرديم پيش از اين كه«ميم»صله است،و معنى آن است كه:أ كنتم شهداء.
وجهى ديگر آن است كه:معادل استفهامى است در كلام مضمر و محذوف،و تقدير آن است كه:أ قلتم ذلك تخرّصا و افكا ام كنتم شهداء،اين دروغى است كه مىگويى!يا [٢]حاضر بودى آنجا كه يعقوب را مرگ حاضر آمد و وصايت كرد.و «ما»استفهاميّه است. مِنْ بَعْدِي ،اى من بعد موتي،و بر قول اوّل خطاب با جهودان است،و بر قول ديگر مفسّران خطاب با صحابه رسول است،ايشان جواب دادند كه:
نَعْبُدُ إِلٰهَكَ ،ما خداى تو را پرستيم. وَ إِلٰهَ آبٰائِكَ ،و خداى پدران تو را،و اين اضافت اختصاص باشد از دو وجه:
يكى آنكه:خداى كه تو را و ايشان را به پيغامبرى بفرستاد،پس اين وجه اختصاص دارد به ايشان دون ديگران.
و وجهى ديگر آنكه:خداى كه تو و پدران تو او را پرستيدى [٣]و خلقان بر ضلالت و عبادت اصنام و جز آن از طواغيت بودند.
[١] .مب:مبادا.
[٢] .دب،آج،لب،مب،مر،فق:شما.
[٣] .دب،آج،فق،مب،مر:پرستيدندى،لب:پرستدندى.