روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
و«ما»در محلّ نصب است به«انّ»،و جار و مجرور در جاى خبر اوست.
«يتفجّر»،گشاده مىشود،[١٠٢-پ]و در شاذّ«ينفجر»خواندهاند.و تفجّر و انفجار،خروج آب باشد از منبع خود،و«انهار»،جمع نهر باشد،و اصل او اتّساع بود،و منه النّهار لاتّساع الضّياء فيه.و مراد به جويها آب است،و لكن اكتفا كرد به ذكر جويى از آب.
و بهرى از آن،آن است كه شكافته مىشود و آب از او بيرون مىآيد [١]،و اين تكرار نباشد براى آنكه به اوّل آب خواست كه از كاريزها در سنگ كنده بيرون مىآيد تا جويها روان مىشود،و دوم [٢]آب چشمهها [٣]خواست كه در كوهها از خانيها [٤]مىزايد،فهذه عيون نابعة،و تلك انهار جارية و مغربي گفت:مراد به حجارة اوّل كوههاست كه انهار از او بيرون مىآيد،و به دوم سنگ موسى است كه در تيه آب از او مىآمد به معجزۀ موسى-عليه السّلام.
وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا يَهْبِطُ ،و از سنگها بهرى آن است كه از كوهها فرومىآيد از ترس خداى.مغربى گفت:مراد به«من»اين جا«با»ست،چنان كه گفت:
يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ [٥] ...،و المعنى [٦]بامر اللّه.
و در معنى«هبوط»،اين جا چند قول گفتند:قولى آن است كه مراد سايۀ كوههاست و سنگها كه بر زمين افتد،چنان كه گفت: يَتَفَيَّؤُا ظِلاٰلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمٰائِلِ سُجَّداً لِلّٰهِ [٧]...،چنان كه آن سايۀ بر زمين افتاده را آنجا ساجد خواند [٨]بر توسّع،اين جا هابط خواند [٩]بر سبيل مجاز.
قول دوم [١٠]آن است كه:مراد به اين سنگها كوه است كه پاره پاره شد عند تجلّى چون سؤال رؤيت رفت.
[١] .مب+چنان كه فرموده: وَ إِنَّ مِنْهٰا لَمٰا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمٰاءُ .
[٢] [٨] .مب،مر:دويم.
[٣] [١٠] .اساس:چشمها/چشمهها.
[٤] .اساس:جايها،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٥] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ١١.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:اى.
[٧] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٤٨.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر:خوانند.