روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٩ - ترجمه
عيص بار بنهاد و يعقوب براثر او،قابضا على عقبه [١]،پاشنه او در دست گرفته.
و گفتند:يعقوبش براى آن خواندند كه عقبش بسيار بود،و او را دوازده پسر بودند [٢]:روبيل و او فرزند مهين [٣]بود،و شمعون و لاوا [٤]،و يهودا،و ريالون،يسجر، و دان،و تقتالى [٥]،و جاد و اشر،و يوسف و بنيامين.
يٰا بَنِيَّ ،و اين جا نيز«قال»محذوف است،قال يا بنىّ با«ان»و تقدير چنان كه:ان يا بنىّ،و در مصحف ابىّ و عبد اللّه مسعود«ان»نوشته است.و گفتند:«انّ» مضمر است في قوله: يُوصِيكُمُ اللّٰهُ فِي أَوْلاٰدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ [٦]... ،و كذا في قوله: وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ [٧]،اى انّ لهم مغفرة،قال الشّاعر:
انّي سأبدي لك فيما ابدي
لى شجنان شجن بنجد
و شجن لي ببلاد الهند[١٥٢-پ]
و تقدير آن است كه:انّ لي شجنين.
إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفىٰ ،«انّ»براى تقدير قول است-چنان كه بيان كرديم-چه از پس قول«انّ»باشد،و آنكس كه به جاى«قال»،«ان»تقدير كند گويد در ندا معنى قول باشد،يعنى في قوله!«يا بنىّ»براى آنكه ندا قول باشد با رفع صوت، اى،اختار.
لَكُمُ الدِّينَ ،خداى تعالى براى شما دين مسلمانى اختيار كرد. فَلاٰ تَمُوتُنَّ إِلاّٰ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ،در ظاهر نهى [٨]تعلّق به مرگ دارد،و مرگ از فعل و اختيار ايشان نباشد،و لكن به معنى نهى از مخالفت اسلام است براى آنكه«الّا»اين جا براى اثبات است بعد نفى،و«واو»حال راست،يعنى نبادا كه مرگ به شما آيد و حال و صفات شما جز مسلمانى بود،يعنى ما دام بايد تا بر مسلمانى باشى تا چون مرگ به شما رسد بر هر حال از احوال شما را بر مسلمانى يابد [٩]،و اين از جمله كلام فصيح
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:عقبيه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بود.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مهتر.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:لاوى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:يقتالى.
[٦] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١١.
[٧] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٩.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نفى.
[٩] .لب،مب:بايد.