روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧ - ترجمه
ابهام آن بود بر مخاطب،نه آنكه او شاكّ باشد در آنچه خورده باشد.
و در خبر مىآيد كه:ابو الأسود الدّئلي-رحمة اللّه عليه-در بنى قشير فرود آمد،و ايشان مجبّر بودند او را به شب سنگ مىانداختند،او بر دگر روز [١]ايشان را ملامت كرد.ايشان گفتند:ما رميناك بل اللّه رماك،ما تو را سنگ نينداختيم،خداى انداخت،گفت:لا تكذبوا [٢]على اللّه فلو انّ اللّه رماني لما أخطأني،گفت:دروغ بر خداى منهيد،اگر خداى سنگ انداختى به من خطا نكردى.
آنگه او را گفتند:تا چند از على و على خواهى گفتن-و او مدح بنى هاشم و اهل البيت بسيار كردى-او به جواب گفت:
يقول الأرذلون بنى [٣]قشير
طوال الدّهر لا تثني [٤]عليّا
أحبّ محمّدا حبّا شديدا
و عبّاسا و حمزة و الوصيّا
فان يك حبّهم رشدا اصبه
و لم اك مخطئا ان كان غيّا
او را گفتند:شك آوردى؟گفت:أ فترون اللّه شكّ حيث يقول: وَ إِنّٰا أَوْ إِيّٰاكُمْ لَعَلىٰ هُدىً أَوْ فِي ضَلاٰلٍ مُبِينٍ [٥]،گفت:خداى شاكّ است آنجا كه در يك آيت دو«او»مىگويد؟ و ابو الأسود معروف است به حاضر جوابى،پس او نيز بر سبيل ابهام بر مخاطب مىگويد:نه از شكّى كه او را بود در دوستى ايشان.
آنگه بازنمود خداى تعالى كه:دلهاى ايشان چرا از سنگ سختتر است، گفت: وَ إِنَّ مِنَ الْحِجٰارَةِ لَمٰا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهٰارُ ،بازنمود كه:در سنگ چند گونه خير است كه در دلهاى ايشان از آن هيچچيز [٦]نيست.و«من»تبعيض راست اين جا از سنگها بعضى هست. لَمٰا يَتَفَجَّرُ ،«لام»تأكيد راست و«ما»نكرۀ موصوفه است، تقدير اين است كه:و انّ من الحجارة لحجرا،چنان كه شاعر گفت:
ربّ ما تكره النّفوس من الام
ر له فرجة كحلّ العقال
اى ربّ امر تكرهه النّفوس.
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+بيامد و.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:تكذبون.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بنو.
[٤] .اساس:به صورت«تسنى»هم خوانده مىشود.
[٥] .سورۀ سبأ(٣٤)آيۀ ٢٤.
[٦] .مج:خير.