روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
پدرم گفت او را كه:تو از كجايى؟گفت:از شام.گفت:از كدام شهر؟ گفت:از بيت المقدّس.گفت:كتابين خواندهاى-يعنى تورات و انجيل؟گفت:
آرى.
گفت:اى برادر اهل شام!امّا ابتداى طواف آن بود كه چون خداى تعالى فريشتگان را گفت: إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً... ،ايشان گفتند: أَ تَجْعَلُ فِيهٰا مَنْ يُفْسِدُ فِيهٰا [١]-الآية حقتعالى گفت: إِنِّي أَعْلَمُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ [٢].
ايشان بترسيدند،گفتند:به نادانى،ما [٣]بر خداى اعتراض كرديم،بيامدند و در [٤]خداى تضرّع كردند و گرد عرش طواف كردن [٥]،خداى تعالى به ايشان نظر كرد و رحمت [٦]فروفرستاد.آنگاه در زير عرش خانهاى بنهاد بر چهار ستون از زبرجد سبز، و آن را غاشيهاى ساخت از ياقوت سرخ،و آن را بيت الضّراح نام نهاد.آنگاه فريشتگان را گفت:طواف عرش رها كنى و گرد اين خانه طواف كنى،و آن بيت المعمور است كه خداى تعالى آن را ياد كرد در قرآن.هر روز هفتاد [٧]هزار فريشته در آنجا شوند تا به روز قيامت نيز به آنجا نرسند.
آنگاه خداى تعالى جماعتى فريشتگان را به زمين فرستاد،گفت:در برابر اين خانه در [٨]زمين خانهاى كنى به اين طول و عرض و ارتفاع،تا چنان كه شما [٩]طواف اين خانه مىكنى،اهل زمين طواف آن خانه كنند.مرد گفت:راست گفتى اى پسر رسول خداى،همچونين بود.
و در خبر است كه:يك روز جبريل-عليه السّلام-به نزديك رسول آمد،و عصابهاى بر سر بسته،گرد برآن عصابه نشسته بود.رسول-عليه السّلام-گفت:اين گرد چيست؟گفت:من به زيارت خانه كعبه بودم،جماعتى فريشتگان با من بودند، زحمت كردند در طواف بر يكديگر،اين گرد پرهاى [١٠]ايشان است.
[٢] [١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٣٠.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب:نبادا كه ما.
[٤] .دب،آج لب،فق،مر:از.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز مب+گرفتند.
[٦] .مج،وز+به ايشان.
[٧] .مر:هفت.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مر+روى.
[٩] .مر:اهل سما.
[١٠] .لب،فق،مر:گردهاى.