روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٠ - ترجمه
كَذٰلِكَ قٰالَ الَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ،بعضى مفسّران [١]گفتند:مراد پدران ايشانند كه از پيش ايشان بودند،پيغمبران خود را همچنين گفتند.مقاتل گفت:مراد مشركان عربند كه محمّد را همين گفتند كه:تو بر چيزى نهاى.
ابن جريج گفت:عطا را پرسيدند [٢]كه اينان كهاند؟گفت:امم انبياء سالفه [٣]، چون:نوح و لوط و هود و صالح و شعيب-عليهم السّلام-هر امّتى پيغمبر خود را تكذيب كردند،و گفتند:تو بر چيزى نهاى، فَاللّٰهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ .
آنگه حقتعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت [٤]:هريكى از ايشان در حقّ خود بر وفق رأى خود تصويب قول خود و تخطئه مذهب خصم مىكند،و هريكى در قول خود مدّعى است،و از ميان دو مدّعى حاكمى بايد خداى-جلّ جلاله-كه احكم الحاكمين است،فرداى قيامت ميان ايشان حكم بكند در آنچه ايشان در آن خلاف مىكنند.
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسٰاجِدَ اللّٰهِ -الآية،سبب نزول آيت آن بود در قول قتاده و سدّى كه:بختنصّر و قومش براى كشتن يحيى زكريّا بيامدند و بنى اسرايل را بكشتند و فرزندان ايشان را به بردگى [٥]ببردند و بيت المقدّس را خراب كردند.
بهرى [٦]دگر گفتند:آنكه اين كرد مردى بود نام او ططوس بن اسيسا بيامد و با بنى اسرايل كارزار كرد و بيت المقدّس خراب كرد و آن را مزبله ساخت و جيف و سرگين در او بيفگند [٧]و آن همچنان خراب بود،تا چون مسلمانى قوّت گرفت مسلمانان آن را عمارت كردند،خداى تعالى به اين آيت ايشان را خواست،و به مساجد بيت المقدّس خواست،و اضافت با خداى اضافت تخصيص است[١٣٣-ر] به تشريفى كه حقتعالى مساجد را داده بود بر دگر بقاع.
أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ ،«ان»مع الفعل در تأويل مصدر است،و محلّ او از اعراب نصب است براى آنكه مفعول دوم«منع»است چه [٨]او متعدّى باشد به دو
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+ديگر.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:پرسيدم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:امم الانبياء السّالفه.
[٤] .مب+كه.
[٥] .دب:برده.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:بعضى.
[٧] .مب:بينداخت.
[٨] .دب،آج،لب،مر:چو،فق:چون.