روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٥ - ترجمه
ندانستند [١]كه آن كار نه آنجاست كه به موافقت ايشان با يكديگر و مخالفت ايشان با رسول خلل يابد،گفتند:در بهشت نشود الّا آنكه جهود باشد يا ترسا،اين قولى است.
قولى دگر آن است كه:حقتعالى بر طريقۀ عرب كه از ايشان معروف است «العرب تلفّ الخبرين لفّا فترمى بهما رميا ثقة منها بانّ السّامع يضع كلاّ منهما موضعه»،عرب دو خبر مختلف بگيرند [٢]و به هم بر پيچند و بيندازند [٣]براى آنكه دانند [٤]و واثق باشند [٥]كه شنونده هريك به جاى خود بنهد،مثالش قوله: جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ [٦]... ،و معنى آن است كه شب پيدا كرد تا بياراميد [٧]و روز پيدا كرد تا طلب فضل [٨]و روزى او كنيد [٩]،و لكن در هم پيخت [١٠]، چه معلوم بود كه سامع جدا داند [١١]كردن،اين آيت همچنين است و تقدير [١٢]اين است كه جهودان گفتند:كس به بهشت نرود مگر جهودان،و ترسايان گفتند:كس به بهشت نرود مگرآنكه ترسا [١٣]باشد.
آنگه در هم پيخت و بهيكبار از هر دو خبر داد از جهودان و ترسايان،و تقدير آنكه:و قالت اليهود لن يدخل الجنّة الّا من كان هودا،و قالت النّصارى لن يدخل الجنّة الّا من كان نصرانيّا.
آنگه حقتعالى رد كرد بر ايشان و ايشان را جواب داد به لطيفتر جوابى،گفت:
اين خبر از آرزوى خود مىدهند [١٤][١٣١-پ]،قوله: هُوداً ،جمع هائد،كعوذ و عائذ، و عوط و عائط [١٥]،من هاد اذا مال،و بيان اين رفت [١٦]پيش از اين [١٧]امانىّ جمع امنيّة،
[١] .مج:بدانستند،وز:بدانست.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بگيرد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:بر پيچد و بيندازد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:داند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:باشد.
[٦] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٧٣.
[٧] .مج،وز،آج،لب،فق:بيارامى/بياراميد.
[٨] .وز:تفضّل.
[٩] .مج،وز،آج،لب:كنى/كنيد.
[١٠] .مب:بيخت.
[١١] .مب:خداوند.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+آيت.
[١٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ترسايان.
[١٤] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[١٥] .وز،مب،مر:غوط و غائط.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:برفت.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها+تلك امانيّهم،اين آرزوى ايشان است.