روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
اعلام كرد تا مردمان بدانند و اجتناب كنند نه آنكه استعمال كنند بيان اين وجه آن است كه:خداى تعالى گفت: وَ مٰا يُعَلِّمٰانِ مِنْ أَحَدٍ ،و اين«من»زيادت است اين جا،چنان كه گويند:ما جاءنى من احد،گفت:كس را نياموزند تا بنگويند [١]. إِنَّمٰا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاٰ تَكْفُرْ ،و«فتنه»اختبار و امتحان باشد،و براى آن فتنه و آزمايش خواند آن را كه با امتحان ماند،براى آنكه بر وجهى بود تعليم ايشان كه هم اجتناب را صالح بود هم استعمال را،چون قدرت و ساير آلات كه صالح بود خير و شرّ را، گفتند:ما شما را چيزى مىآموزيم كه ممكن است و صالح هم استعمال را و هم اجتناب را،اجتناب كنى تا نجات يابى،و استعمال مكنى كه پس هلاك شوى،و ذلك قوله: وَ مٰا يُعَلِّمٰانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّٰى يَقُولاٰ إِنَّمٰا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاٰ تَكْفُرْ ،ما تو را فتنه و آزمايشيم،نگر تا كافر نشوى.
آنگه چون متعلّمان را از آن كار غرض استعمال بود نه اجتناب،بر سبيل ذمّ و تهجين از ايشان بازگفت كه: وَ يَتَعَلَّمُونَ مٰا يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ ،و اين وجهى است در تأويل آيت مطابق ظاهر و موافق ادلّه عقل.و در اين وجه،«ما»به معنى الّذي بود،و«واو»عطف بود على قوله:«السّحر»و محلّ او نصب بود،و تقدير چنين بود كه:يعلّمون النّاس السّحر و الّذى [٢]انزل على الملكين.
و وجه دوم در آيت آن است:كه محلّ«ما»جرّ بود عطفا على«ملك سليمان»،و تقدير چنين بود كه:و اتّبع اليهود ما كذب به الشّياطين على ملك سليمان و على ما انزل على الملكين،و ممتنع نبود عطف«ما»بر ملك سليمان با آنكه در ميان ايشان كلام ديگر افتاد،براى آنكه ردّ چيزى كردن با نظير خود و آنچه بدو لايق باشد،به دليل اولىتر بود،بل واجب بود،و اعتراض كلامى ديگر در آن ميانه منع نكند از عطف آن بر او،چنان كه گفت: اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلىٰ عَبْدِهِ الْكِتٰابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً، قَيِّماً [٣]... و معنى آن است كه:انزل على عبده الكتاب قيّما،و لم يجعل له عوجا.
[١] .مج،دب،آج،لب،فق،مب:عبارت«و اين من...تا بنگويند»را ندارد.
[٢] .اساس:ما،با توجّه به مج و همۀ نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ١ و ٢.