روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
كه كافر شدند.دگر آنكه:در عقل نكو نيايد كه كفر از او باشد و لعنت بر كفر،هم از او باشد. فَقَلِيلاً مٰا يُؤْمِنُونَ ،«ما»زيادت است،و روا بود كه مصدريّه باشد،و تقدير چنين باشد:فقليلا يقع [١]منهم الايمان،و نصب«قليلا»بر حال باشد.
و ابو عبيده گفت:نصب [٢]به نزع حرف جرّ است،و معنى آن است كه:بقليل يؤمنون و باكثره يكفرون،به كمتر ايمان دارند و به بيشتر كافرند.چون حرف جرّ بيفگندند فعل بدو رسيد [٣]و عمل كرد در او چنان كه: وَ اخْتٰارَ مُوسىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً [٤]... ،و المعنى من قومه.
واقدي گفت:مراد نفى ايمان است به جملۀ قليل و كثير،چنان كه يكى از ما گويد:قلّ ما رأيت مثله،من چون او كم ديدم،و معنى آن است كه:چون او خود نديدم.
وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ كِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ ،چون به ايشان آمد كتاب از نزديك خداى.مراد به«كتاب»قرآن است.«مصدّق»،صفت كتاب است، به راستدارنده آن را كه با ايشان است يعنى تورات را،[و«ما»موصوله است] [٥]وَ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ ،يعنى من قبل خروج النّبى-عليه السّلام[او من قبل مجىء الكتاب] [٦].و كوفيان اين«من»را غايت گويند [٧]،و رفع او بر غايت بود.
و بصريان مبنى بر ضمّ گويند اين را بناى [٨]عارض،و معنى آن باشد [٩]كه مضافاليه از [١٠]لفظ بيفگنند و در نيّت و دل بر جاى باشد آن را بنا كنند،و كذلك جميع الجهات من قبل و من بعد و من فوق و من تحت. يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا ،طلب فتح كردندى بر كافران.
و سبب نزول اين آن بود كه:جهودان پيش از آمدن رسول-عليه السّلام-چون با مشركان خصومت و مناظره كردندى،گفتندى:اگر پيغمبر آخر زمان كه محمّد است
[١] .آج:در حاشيه آورده است«يصح»،دب،لب،فق،مب،مر:يفتح.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٣] .مج،وز،دب،لب،فق،مب،مر:رسد.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٥٥.
[٥] [٦] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:خوانند.
[٨] .مب:به بناى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و معنى اين آن بود.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:آن.