روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥ - ترجمه
ايشان،و لكن چون بر خويشتن سخت بكردند خداى تعالى بر ايشان سخت بكرد، چون خداى تعالى ايشان را گفت:گاوى بكشيد،مصلحت در آن بود كه گاوى بكشندى بر هر وجه كه بودى،چون مراجعت كردند مصلحت بگرديد [١]گاوى بايست موصوف به صفات اوّل،اگر بكردندى و مراجعت نكردندى مجزى بودى.چون دگرباره مراجعت كردند،مصلحت بگشت گاوى بايست به اين لون مخصوص.چون دگرباره مراجعت كردند [٢]گاوى بايست جامع اين جمله صفات را كه در سه آيت است،و اين مذهب معتزليان و اصحاب الحديث است و بيشتر متكلّمان در اصول الفقه.
و مذهب مرتضى علم الهدى-قدس اللّه روحه-آن است كه:خداى تعالى به اوّل ايشان را كشتن گاوى فرمود كه جامع باشد جمله اين صفات را،و لكن تأخير بيان كرد از وقت خطاب به وقت حاجت،و اين را بنا بر مسألهاى باشد بزرگ از اصول الفقه كه تأخير البيان عن وقت الخطاب روا بود يا نبود؟ مذهب مشايخ معتزله آن است كه روا نبود،و مذهب مرتضى-رحمه اللّه [٣]-آن است كه:تأخير بيان از وقت خطاب روا بود،از وقت حاجت روا نبود،و اين آيت دليل است بر صحّت اين قول،و [٤]وجه استدلال از آيت آن است كه خداى تعالى ايشان را فرمود كه گاوى بكشند در وقتى،مثلا در عاشر اوقات از خطاب،خطاب بگفت در اوّل حال و بيان تأخير كرد تا به وقت عاشر كه وقت حاجت بود.
و دليل بر آنكه ايشان مأمور نبودند الّا به ذبح بقرى كه جامع بود اين جمله صفات را،آن است كه اگر مراد خداى تعالى ذبح بقرى بودى ايّة [٥]بقرة كانت،چون مراجعت كردند و گفتند:ما هى؟جواب آن بود كه مراد من بقرهاى است هرچه باشد اذبحوا ايّة [٦]بقرة كانت،چنان كه باشد يا به دست آيد،از براى آنكه نتوان گفتن كه «هى»و«انّها»در جواب و سؤال كنايت است از بقره ديگر كه ذكر آن در آيت نيست،لا بدّ بايد كه راجع با بقره اوّل باشد،و جز چنين نشايد،و با اين جمله هيچ شبهت نماند در آنكه مراد خداى تعالى جز گاوى نباشد جامع جمله اين صفات را.
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:بگشت.
[٢] .مر+مصلحت بگشت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:رحمة اللّه عليه.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اگرچه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:أىّ.
[٦] .اساس:أىّ،با توجّه به ضبط كلمه در عبارت فوق تصحيح شد.