روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٨ - ترجمه
[١١١-پ] چون بگرفتيم [١]پيمان شما و برداشتيم [٢]بالاى شما كوه طور را بگيريد آنچه بداديم شما را بنيرو [٣]،و بشنويد،يعنى فرمان بريد،گفتند:
شنيديم گفتارت و فرمان نبريم و خورانيده شدند [٤]در دلهاى ايشان گوساله به كفرشان،بگو بد مىفرمايد شما را به آن ايمانتان اگر شما مؤمنى.
بگو اگر خواهد بودن شما را سراى بازپسين به نزديك خداى صافى از جز مردمان،تمنّا كنى مرگ را اگر راست گويى [٥]شما.
و تمنّا نكنند [٦]هرگز به آنچه در پيش افگند [٧]دستهاى ايشان،و خداى داناست به بيدادكاران.
يا بى ايشان را حريصترين مردم بر زندگانى و آنان كه مشرك بودند خواهد يكى از ايشان كه عمرش دهند هزار سال،نيست آن دوركنندۀ او از عذاب،آن كش عمر [٨]دهند و خداى بيناست به آنچه مىكنند [٩].
قوله: أُولٰئِكَ ،بگفتيم كه:«اولاء»،كنايت باشد از جماعتى،و اين جمعى است نه از جنس واحد،و واحد او ذلك باشد،چنان كه واحد هؤلاء«هذا»باشد.
اَلَّذِينَ ،اين اسم را موصوله گويند و ما بعدش صلۀ او باشد. اِشْتَرَوُا ،بدل كردهاند- چنان كه بگفتيم. اَلْحَيٰاةَ الدُّنْيٰا ،فعلى تأنيث افعل تفضيل باشد،چنان كه اكبر و
[١] .مج،وز،آج،لب،فق:هاگرفتيم.
[٢] .آج،لب،فق+از.
[٣] .مج،وز،آج،لب،فق:بجدّ.
[٤] .مج،وز،آج،لب:بخورد دادند،فق:درآرند.
[٥] .مج،وز،آج،لب:راست گيريد.
[٦] .اساس و همۀ نسخهبدلهايى كه آيات را ترجمه كردهاند،براى ضمير«ه»معادلى نياوردهاند.
[٧] .مج،وز،آج،لب،فق:افگندهاند.
[٨] .آج،لب،فق:آنكه عمرش.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+اين يازده آيت است.