روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤ - ترجمه
شكافتن بود،يقال:بقر بطنه،اى شقّه،براى آنش بقر خوانند كه زمين شكافد،چنان كه ثور را لاثارته الارض،قال اللّه تعالى: وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا [١].
موسى-عليه السّلام-گفت خداى تعالى شما را مىفرمايد كه:گاوى بكشى تا معلوم شود كه اين مرد را كه كشته است.ايشان گفتند أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً ،بر ما افسوس مىدارى براى آنكه ايشان را مستبعد آمد،چه نسبتى معقول نبود از ميان اين و آن.
و در«هزوا»،سه قرائت است و همچنين در كفوا.هزؤا و كفؤا به تخفيف و همزه،اين قرائت حمزه و خلف است.و هزؤا و كفؤا به تثقيل و همز،و اين قرائت ابو عمرو است و كسائى و اهل حجاز و اهل شام.و هزوا و كفوا مثقّل بىهمز،و اين قرائت عاصم است به روايت حفص.و همۀ لغات فصيح و صحيح است.و هزوا، سخريّت و فسوس [٢]باشد و استهزاء،همچنين يقال:هزئت به،قال الرّاجز:
قد هزئت منّي امّ طيسلة [٣]
قالت اراه معدما لا شىء له
موسى-عليه السّلام-گفت: أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجٰاهِلِينَ ،پناه با خداى مىدهم ازآنكه من از جملۀ جاهلان باشم،براى آنكه در جواب مسترشد [٤]كه طلب رشد و صلاح كند،سخريّه و استهزا جهل باشد،و جهل اعتقادى باشد كه معتقد به خلاف اعتقاد بود هركه او را متعلّقى [٥]بود،و از جمله حيوانات گاو [٦]براى آن تخصيص كرد كه ايشان عبادت عجل كرده بودند[٩٨-پ]و آن در چشم و دل ايشان موقعى داشت تا بر او استخفافى [٧]باشد،و مهين و ذليل شود بر دست ايشان،و بدانند كه او صلاحيت عبادت ندارد.
اكنون اهل علم خلاف كردند در آنكه خداى تعالى ايشان را ذبح بقره فرمود هرچه باشد،يا ذبح بقرى كه موصوف باشد به اين جمله صفات.
بيشتر مفسّران گفتند:خداى تعالى ايشان را فرمود كه گاوى بكشند هرچه باشد اگر مراجعت نكردندى و گاوى بكشتندى هرگونه كه بودى مجزى بودى از
[١] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ٩.
[٢] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:لعب.
[٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها:طيلة،با توجّه به چاپ شعرانى(٢٢٠/١)تصحيح شد.
[٤] .آج:مسئلتى.
[٥] .مج،وز:تعلّقى،آج:معتقدى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:براى استخفاف.