روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩ - ترجمه
خون خود نريزد،يعنى بعضى خون بعضى،پس خون ايشان را بمثابت يك نفس كرد،گفت:خون [١]آنان ريختن كه از جنس و قبيل و ملّت و دين شما باشند، همچنان باشد كه خون خود ريختن. وَ لاٰ تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ ،و خويشتن را از سرايهاتان بيرون نكنى همين معنى دارد،يعنى بعضى بعضى را اخراج نكنى،چون قوم همه از يك ملّت و يك جنس بودند همه را يكى خواند،چنان كه رسول -عليه السّلام-گفت:
المؤمنون كنفس واحدة، يك معنى اين است.
و يك معنى آنكه:آنكس كه كسى را بكشد و شرع راه [٢]چنان نهاده باشد كه او را به قصاص باز بايد كشتن،به معنى چنان است كه خود را كشته است، چنان كه حقتعالى گفت: وَ لَكُمْ فِي الْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ [٣].
و جماعتى مفسّران گفتند:آيت در شأن بني قريظه و بنى النّضير [٤]آمد كه خداى تعالى ايشان را فرمود كه:يكدگر را نكشند،و قوى ضعيف را بر مال و ملك خود [٥]غلبه نكند و سراى و ملك او به غصب [٦]نگيرد،و اگر كسى از ايشان اسيرى بگيرد فديه كند [٧][١٠٩-ر]و بازخرند او را به آن دو [٨]وفا نكردند،به يكى وفا كردند.
ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ،پس اقرار دادى و گواهى مىدهى برآن،اقرار بر خود و گواهى [٩]بر ديگران،و«واو»حال راست.
و خلاف كردند در آنكه اين حكم [١٠]با ايشان بود يا با اسلاف ايشان.ابو العاليه گفت:اين قصّۀ اسلاف ايشان است،خداى تعالى حوالت با ايشان كرد،چنان كه در آيات متقدّم برفت [١١].عبد اللّه عبّاس گفت:خطاب با ايشان است و مراد ايشانند، اعني جهودان عهد رسول-عليه السّلام.و حمل كردن بر عموم اولىتر باشد تا فايده را شاملتر بود،چه از ميان هر دو قول تنافى نيست.
[١] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:چون خون.
[٢] .مر:راه شرع.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٧٩.
[٤] .وز،دب،لب،فق،مب،مر:بنى النّضر.
[٥] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:او.
[٦] .فق،مب:به غضب.
[٧] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر:كنند.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب:او را بروى.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر+مىدهى.
[١٠] .آج،لب+خالص،فق،مب،مر:خاص.
[١١] .وز،دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.