روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢
و اگر گويند:ما حمل كنيم آيت را على الوالدين و الاقربين اذا كانوا كفّارا غير وارثين،گوييم:اين تخصيص عموم باشد بىدليلى و دونه خرط القتاد.و مذهب جملۀ فقها و عامّۀ صحابه موافق مذهب ماست،امّا [١]وجوب،مذهب زهرى است و ضحّاك و داود و محمّد جرير طبرى پس معنى«كتب»اين جا«امر»و«بيّن [٢]» باشد چه امر و بيان مشتمل بود بر واجب و مندوب،و در آيت محمول بود بر ندب براى ادلّهاى كه گفتيم.
قوله: إِذٰا حَضَرَ [٣]معنى آن است كه:اذا قارب،براى آنكه ممكن نيست حمل كردن بر حقيقت،چه آن را كه مرگ به او حاضر شود تكليف از او زائل شود و با او خطاب نبود،يا معنى آن بود كه:حضر امارات الموت،و آن [٤]بيمارى سخت بود،و آن را كه مخوف [٥]بود بر او مرگ،گويند:حضره [٦]الموت.و قوله: إِنْ تَرَكَ خَيْراً ،اى مالا،لقوله [٧]تعالى: وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ [٨]،و قوله: إِنِّي أَرٰاكُمْ بِخَيْرٍ [٩]... ،اى أراكم ذا مال،و قوله: رَبِّ إِنِّي لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ [١٠].
زهرى گفت:وصيّت به مال بايد كردن آن را كه اندك دارد و بسيار،و عامّۀ فقها و اهل علم برآنند كه وصيّت آن را مستحبّ است كه مالى تمام دارد كه فرزندان و وارثان او را خيرى باشد،آنگه ثلثى از آن مال وصيّت كند.
خلاف كردند در مقدار آن مال كه از او وصيّت بايد كردن.نخعى گفت:
هفتصد [١١]درم تا هزار [١٢]،و از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-روايت كردهاند كه:او در بالين يكى از بنى اعمام خود شد.او گفت:وصيّتى كنم؟گفت:چه قدر مال است تو را؟گفت:زير هزار است،از هفتصد تا نهصد درم باشد.گفت:نه تو عيال دارى،
و لم تترك خيرا ،و خيرى [١٣]رها نمىكنى،يعنى مالى بسيار.
دع مالك لعيالك [١٤]،
[١] .همۀ نسخه بدلها:و.
[٢] .وز:بيان.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+احدكم الموت.
[٤] .مج،وز:و از.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مخفوف،چاپ شعرانى(٤١/٢):محقق.
[٦] .آج،لب،فق،مب:حضر.
[٧] .آج،لب،فق،مب:و قوله.
[٨] .سورۀ عاديات(١٠٠)آيۀ ٨.
[٩] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٨٤.
[١٠] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٢٤.
[١١] .آج،لب،فق:به هفصد.
[١٢] .آج،لب،فق،مب+است.
[١٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:خير.
[١٤] .مج،فق،مب:بعيالك.