روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢
و كسائى گفت:مفعول دوم. وَ آتَى الْمٰالَ ،«واو»عطف است گفت بر ذَوِي الْقُرْبىٰ ،كأنّه قال:و أتى المال هؤلاء المذكورين و الصّابرين،و اين وجه نيك نيست [١]براى آنكه آيت در مدحدهندگان آمد،نه در مدح ستانندگان [٢].
آنگه [٣]حقتعالى صبر بر شدايد را بر سه نوع بنهاد،گفت:آنان كه صبر كنند فِي الْبَأْسٰاءِ ،اى فى الفقر و الجوع و سوء الحال،يعنى بر درويشى و تنگدستى و گرسنگى، وَ الضَّرّٰاءِ ،يعنى،المرض و انواع السّقم و البليّات،بر بيمارى [٤]و انواع ابتلا به بلا. وَ حِينَ الْبَأْسِ ،يعنى وقت الحرب،اين دو نوع صبر ضرورى [٥]است و آن يكى اختيارى،آنكه برآن دوگانه صبر نكند دست او جز به جزع نرسد [٦]،سود نداردش [٧]،و آنكه بر اين صبر نكند آن باشد كه ثبات نكند و بگريزد.
عبد اللّه عبّاس گفت: فِي الْبَأْسٰاءِ ،فى الشّدّة، وَ الضَّرّٰاءِ ،الزّمانة.گفت:
«بأساء»و«بؤس»شدّت است،و«ضرّاء»زمانت است،يعنى بر جاى مانده باشد از بىپايى.
امّا صبر بر فقر هم از جملۀ جهاد است:جهاد بر نفس و جهاد با شيطان.امّا نفس او را مطالبت كند به شهوات،و امّا شيطان امر كند او را به غوايات،چون دست بر هر دو فشاند جهاد كرده باشد.
در حكايات الصّالحين هست كه:فتح موصلى شبى در خانه آمد،در خانۀ او نه نان بود نه آب بود نه چراغ بود.نماز بكرد و سر بر زمين نهاد در سجده شكر [٨]گريستن گرفت [٩]و مىگفت:بار خدايا!مرا به بىطعامى ابتلا كردى،و در تاريكى بىچراغ بنشاندى.بار خدايا!من اين درجه به كدام عمل يافتم؟و من خويشتن را اين پايه نمىدانم،كه شايد كه تو با من اين كنى كه اين پايۀ اولياست،و من اين پايه ندارم.اين همانا از آداب اميرالمؤمنين -على-عليه السّلام-گرفته باشد كه او روزى بگذشت،جماعتى را ديد تندرست جوان در گوشۀ[٢٠٨-پ]مسجدى نشسته و هر
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:است.
[٢] .مج،وز،دب،آج،لب:استانندگان.
[٣] .مج:آنك.
[٤] .مج،وز،دب،لب،فق،مر:شمارى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:ضرورتى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+و جزع.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+او را.
[٨] .مب:و به سجده و شكر كرد.
[٩] .مب:گريه مىكرد.