روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٨
يكى آنكه:اين دو آيت مطابق نيستند [١]،دگر آنكه:تكرار باشد،سيم آنكه :ممتنع نبود كه در آيت زكات بر وجوب باشد به اجماع،و در اين آيت بر ندب باشد هم بر اجماع،و آنكه روايت كردند كه:
فى المال حقّ سوى الزّكاة، قاله [٢]رسول اللّه-صلّى اللّه عليه و آله، و تلا هذه الآية،و آنگه [٣]گفت:در شتر،بيرون زكات حقهايى هست،چون از آن پرسيدند،گفت:
اطراق فحلها و اعارة ظهرها و منيحة [٤]سمينها، گفت:آنكه فحلش بدهد براى گشن [٥]و كسى كه به عاريت بخواهد بر نشستن را [٦]و شتر شيردار بدهد روزى چند تا درويشان به شيرش منتفع شوند،اين دليل وجوب نكند،چه لفظ حق هم در واجب هم در سنّت به كار دارند.
دگر اين خبر كه روايت كردند،كه رسول-عليه السّلام-گفت:
نسخت الزّكاة كلّ صدقة ،معنى آن است كه:وجوب زكات [٧]وجوب صدقاتى كه پيش از زكات بود منسوخ كرد،و اجماع امّت است كه زكات،استحباب و ندبى صدقه منسوخ نكرد، پس اين جمله دليل است بر آنكه اين دادن بيرون زكات است و واجب نيست.
و اما گمان آنان كه پنداشتند كه هرچه در اين آيت هست واجب است،اين گمانى باشد بىحجّت و دعوى بىبيّنت،براى آنكه اجماع است كه بيرون از زكات كسى را بنده خريدن و آزاد كردن،و مكاتب را معاونت كردن،و چيزى به فقير و مسكين دادن،نه بر وجه زكات و مهماندارى كردن،اين هيچ واجب نيست، پس اين دعوى را وجهى نبود.
قوله: وَ أَقٰامَ الصَّلاٰةَ ،«لام»جنس است،مشتمل بود بر [٨]واجب [٩]و مندوب [١٠].و اسم«صلاة»شامل [١١]بود و متناول هم [١٢]فريضه را و هم سنّت را.امّا زكات اگرچه
[١] .مج:نيست.
[٢] .فق،مر:قال.
[٣] .وز،لب،فق،مب،مر:آنگه.
[٤] .آج،لب،فق،مب:سيحة،آج در حاشيه و به خط مرحوم بهار آمده است:در حديث مباركه اين دو كلمه «و سيحة سمينها»كويا غلط است و معنى ندارد و از قرار ترجمه حديث شايد چنين باشد كه:و سمحة لبنها.حرّره ملك الشعراء غفر له.
[٥] .مج:كشف،آج،آبستى،لب،فق،مب،مر:كشتن،با توجّه به نسخۀ وز،تصحيح شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بدهد.
[٧] .مج،وز:با تكرار«زكات».
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+آنكه.
[١٠] [٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+بود.
[١١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:واجب.
[١٢] .وز:ندارد.