روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٩ - ترجمه
اعتقاد است] [١]نه به گفتار،نبينى كه اگر مشرك تولّاى ذبح كند و نام خداى برد به اجماع ذبيحۀ او حرام است،و اگر مرد مؤمن لال باشد و اعتقاد دارد به وجوب تسميه،و اگرچه تسميه نگويد ذبيحۀ او حلال بود،و نيز ظاهر آيت دليل صحت قول ما مىكند، قوله: وَ لاٰ تَأْكُلُوا مِمّٰا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّٰهِ عَلَيْهِ [٢]... ،و آن«اله»كه ايشان اعتقاد كردهاند كه عزير يا مسيح [٣]پسران اواند،او«اللّه»نباشد بر حقيقت،پس ايشان بر حقيقت نام جز خداى برده باشند در عموم اين آيت داخل باشند كه: وَ مٰا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّٰهِ .
و ذبيحهاى كه ترسا [٤]برآن نام مسيح گفته باشد،جماعتى حلال مىدارند،و آن مذهب عطاست و مكحول و حسن بصرى و شعبى و سعيد بن المسيّب و اوزاعى و ليث بن سعد.
آنگه حقتعالى چون بيان حلال و حرام بكرد و محرّمات بر شمرد،اكنون رخصت مىفرمايد تا حجر نكرده باشد [٥]و تخفيف كرده باشد [٦]در تكليف،به فضل و كرم مىگويد: فَمَنِ اضْطُرَّ .عاصم و حمزه و يعقوب و ابو عمرو خوانند: فَمَنِ اضْطُرَّ ، به كسر«نون»،و همچونين در اخوات او: أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيٰارِكُمْ [٧]... ،براى آنكه مجزوم را تحريك به كسر كنند،آنگه ساكن را عند التقاء السّاكنين تشبيه[٢٠٠-ر]كردند به مجزوم.و باقى قرّاء خوانند:«فمن اضطرّ»به ضمّ«نون»و ضمّه براى اتباع ضمّۀ ما بعد را.و ابن محيصن ادغام كند«ضاد»را در «طا»:«فمن اطّرّ»و ابو جعفر خواند:«فمن اضطرّ»كسره را با«طا»دهد،چه اصل او اضطرر بوده است بر وزن افتعل من الضّرورة.و معنى آن است كه:احوج و الجأ، هركه را به ضرورت آرند،يعنى هركه را حال به ضرورت آيد،و ضرورت او را برآن حمل كند [٨]كه بدان جا رسد كه بخواهد [٩]مردن،آنگه او را تناول اين چيزها شايد كردن [١٠]به مقدار آنكه سدّ رمق كند،و اين مذهب اهل البيت است و احد قولى
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٢١.
[٣] .آج،لب،فق،مب+كه.
[٤] .آج،لب،فق،مب،مر:ترسايان.
[٦] [٥] .مج،دب:باشند.
[٧] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٦٦.
[٨] .مج:كنند.
[٩] .وز:نخواهد.
[١٠] .آج،لب،فق،مب،مر:باشد كه بكند.