روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٦ - ترجمه
حرام كرد بر شما مردار [١]و خون و گوشت خوك و آنچه آواز كرده باشند به آن جز خداى را،هركه را به ضرورت آرند نه بغىكننده و نه ظلمكننده نيست بزهاى بر او،بهدرستى كه خداى آمرزنده و بخشاينده است.
[١٩٥-ر] ايشان [٢]كه پنهان دارند آنچه فرستاد خداى از كتاب و بدل كنند به آن بهاى اندك،ايشان نخورند در شكمهاشان،مگر آتش،سخن نگويد با ايشان خداى روز قيامت و نه پاك كند ايشان را و ايشان را عذابى بود دردناك.
ايشان آنانند كه بخريدند گمراهى [٣]به ره راست،و عذاب به آمرزش،چه صابراند [٤]ايشان بر دوزخ.
آن به آن است كه خداى بفرستاد كتاب براستى [٥]و آنان كه خلاف كردند در كتاب در خلافى دوراند.
مفسران گفتند:اين آيت در شأن قبيلۀ ثقيف و عامر و صعصعه و بنى مذلج [٦]آمد چون بعضى حرث و انعام بر خويشتن به حرام كردند و بحيره و سايبه و وصيلة و حام، حقتعالى ردّ بر ايشان گفت: كُلُوا مِمّٰا فِي الْأَرْضِ حَلاٰلاً طَيِّباً .خطاب [٧]به يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ عام است،و اولىتر حمل آيت باشد بر عموم.و«من»تبعيض راست براى آن
[١] .آج،لب،فق:مرده.
[٢] .وز،مج،آج،لب:آنان.
[٣] .فق+را.
[٤] .اساس:و صابرند،با توجّه به استعمال مجدّد همين كلمه در قسمت تفسير و ضبط نسخه بدلها،تصحيح شد، وز،فق:چه صابرانند.
[٥] .مج،وز،آج،لب:بالحق.
[٦] .اساس:ضبط كلمه به صورت«مدلج»
[٧] .مب:و خطاب.