روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٧ - ترجمه
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ لاَ انْفِصٰامَ لَهٰا [١].
و اين كلمۀ تقواست لقوله [٢]تعالى: وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوىٰ [٣]... ،و اين كليد بهشت است،
لقوله [٤]-عليه السّلام: مفتاح الجنّة لاالهالاّاللّه.
و اين حصن حصين است از آتش دوزخ،لقوله [٥]-عزّ و علا:
لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي ،گفت:لاالهالاّاللّه حصن من است،هركه در حصن من شد از عذاب من ايمن شد [٦].و اخبار در فضايل اين كلمه بىاندازه است، در مواضعى كه اين كلمه آيد گفته شود-انشاءاللّه -عزّ و جلّ.
آنگه حقتعالى دو اسم را به اين دو كلمه بپيوست كه مبنى است از نعمت خداى تعالى بر بندگانش و از رحمت او بر خلقانش. هُوَ الرَّحْمٰنُ الرَّحِيمُ ،و پيش از اين [٧]برفت در آيت تسميه.
قديم-جلّ جلاله-چون ذكر وحدانيّت خود بكرد،مشركان گفتند:كيف يسع النّاس اله واحد،اينهمه مردمان را يك خداى چگونه بس باشد؟حقتعالى اين آيت فرستاد كه: إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ [٨]،به خلق،او كفايت بود و حاجت نداشت به يارى و انبازى در نگاهداشت [٩]و رعايت هم حاجت ندارد،اين وجهى است در سبب نزول آيت.
سعيد جبير گفت:جهودان رسول را-عليه السّلام-گفتند:أرنا آية،آيتى با ما نماى چنان كه پيغامبران ديگر را بود.
و به دگر روايت مشركان عرب جهودان را گفتند:آيات موسى چه بود؟ايشان گفتند:يد بيضا،و فلق بحر،و قلب عصا و مانند اين.
ترسايان را گفتند:آيات عيسى چه بود؟گفتند:احياء موتى و ابراء اكمه و ابرص.
آنگه رسول را گفتند:تو نيز از خداى در خواه تا كوه صفا با [١٠]زر كند تا تو در كار
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٥٦.
[٥] [٤] [٢] .دب،آج،لب،فق،مر:كقوله.
[٣] .سورۀ فتح(٤٨)آيۀ ٢٦.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:باشد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:و تفسير اين.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نگاه داشتن.
[١٠] .فق:را.